در این مقاله سعی دارم بطور خلاصه شما را با مفهوم بازاریابی رابطه ای آشنا کنم. البته همانطور که سیر مقالات این وب سایت در دو ماه گذشته را رصد کرده باشید تلاش می کنم که مفاهیم پایه ای بازاریابی را تا آنجا که در توان دارم با شما مخاطبان و حامیان عزیزم در میان بگذارم.

چگونه فن آوری می تواند به شما در ایجاد روابط قوی تر با مشتریان و تصاحب سهم بازارِ بیشتر در بازار به شدت در حال تغییر و رقابتی کمک کند؟
چه شما امروز در حال اجرای برنامه های بازاریابی رابطه ای هستید، و چه نیاز واقعی برای شروع آن را حس می کنید، ما یک دستور کار طراحی کرده ایم تا از کار حدسی و همراه با سعی و خطا دوری کرده و در وقتتان صرفه جویی کنید.
ما شما را گام به گام در مورد چگونگی ایجاد بازاریابی رابطه ای و ایجاد تاثیر واقعی در کسب و کارتان راهنمایی می کنیم .
در دنیای امروز قلمروها در حال تغییر است و هیچ کس هم نشانه ای در خیابان های آن قرار نمی دهد.
حدس می زنم که با من هم عقیده باشید که صنعت و بازار، امروز در شرایطی است که کارشناسان آن را “دوره تحول کسب و کار” می نامند. این وضعیت جدید احتمالاً برای شما آشنا به نظر می رسد. راه های بسیار زیادی برای رسیدن به مشتریان، به لطف انفجار رسانه های جدید و کانال های ارتباطی وجود دارد. اما چگونه می توان دانست کدامیک و با چه ترکیبی، به بهترین شکل به ارتباط با انواع مشتریان متفاوت خواهد رسید؟ مشتریان آگاه تر، مقتدرتر و به دنبال آن فهیم تر و دست نیافتنی تر از همیشه شده اند. و این امر به معنی این است که در بازاریابی می بایست کار بیشتری انجام داد تا آنها راضی شوند و به سوی کسب و کار شما کشانده شوند. این روزها، هر تعاملی که مشتری با برند شما ایجاد می کند، نه تنها بر طول عمر خرید مشتری تاثیر می گذارد، بلکه تداوم آن باعث افزایش تعداد تعاملت بیشتر سایر مشتریان می شود. البته، مسائل و مشکلات مربوط به کمبود بودجه همیشه در کسب و کارها وجود داشته و دارد و تقریبا بازاریابان همیشه علارغم وجود فشارهای مالی، بدون توجه به اندازه و موقعیت برند و یا بازارشان فعالیت می کنند.
بیایید بیشتر بررسی کنیم که بازاریابی رابطه ای در مورد چه چیزهایی صحبت می کند.
بازاریابی رابطه ای دانشی است در عرصه ایجاد روابط پایدار. روابط، زمانی شروع می شود که شما شروع به شناخت مشتریان خود می کنید، به طور شخصاً و عمیقاً و به آنها هم اجازه می دهید شما را بشناسند، به طوری اعتماد بین شما و آنها شکل گیرد و مایل به انجام کارهایی برای یکدیگر باشید. بازاریابی رابطه ای در مورد روابط متقابل است. تمام روابط خوب مبتنی بر روابط متقابل و فضایی برد برد شکل می گیرد. هنگامی که شما محصولات و خدماتی ارائه می دهید که برای مشتریان ارزش دارد، در آنها انگیزه به تعامل بیشتر با برند شما بوجود می آید و طوری رفتار خواهند کرد که شما انتظار دارید. بازاریابی رابطه ای در مورد رشد روابط است. روابط که رشد می کند و قوی تر می شود در طول زمان منجر به درآمد بیشتر و سود بالاتر می شود.
امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به بازاریابی رابطه ای داریم.
بازاریابی رابطه ای در سایه شناخت عمیق مشتریان شکل می گیرد. اینکه آنها چه کسانی هستند و چگونه عمل و رفتار می کنند، این بررسی در کانال های مختلف و در نقاط مختلف از زمان انجام شده و سپس با استفاده از این دانش برای بازاریابی، فروش و یا پشتیبانی از تصمیم گیری مشتری اقدام می شود.
و وقتی به طور قوی و استراتژیک و مداوم دنبال شود، باعث ایجاد رابطه ای محکم بین شما و مشتریان شده به طوری که برای اینکه با برند شما بمانند، خیلی مشتاق خواهند شد.
بازاریابان آگاه
بازاریاب آگاه کسی است که اهمیت استراتژیک اطلاعات برای فعالیت های بازاریابی رابطه ای را می داند و بر آن متکی است.
آنها اطلاعات را به عنوان یک دارایی حیاتی برای کسب و کار خود مدیریت می کنند. به اطلاعات در مورد مشتریان و تعاملات آنها درست بر روی سیستم های خود دسترسی دارند و بینش ها و استراتژی های بازاریابی را در زمان درست خود توسعه می دهند. و از این درک استفاده می کنند برای تعیین اینکه به منظور تقویت ارتباطات خود، تحکیم روابط مشتری، و رسیدن به نتایج واقعی در کسب و کار چه باید بکنند. برای یک بازاریاب آگاه، یادگیری، یک فرایند در حال انجام و توقف ناپذیر است. آنها به طور مداوم در حال آزمایش شرایط مختلف هستند و تنظیمی دقیق از ترکیب بازاریابی خود برای ایجاد یک اکوسیستم بازاریابی سود آور و پایدار ایجاد می کنند.
استراتژی بازاریابی رابطه ای
اگر بخواهیم صادق باشیم. پیاده سازی استراتژی بازاریابی رابطه ای کار آسانی نیست. و شامل داشتن اطلاعات کافی از بازار هدف شما و فریندی طولانی مدت است و به عملکرد خلاق، اطلاعات بسیار عالی و تجزیه و تحلیل شده متکی است که البته ممکن است کسب و کار شما به آن مجهز نباشد، و یا شما ندانید که چگونه آن را انجام دهید.
نویسنده: مسعود محمدی
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
این نوع از بازاریابی از نظر مشتریان، اغلب آزار دهنده و تهاجمی در نظر گرفته می شود، بازاریابی مستقیم یک شکل خاص از بازاریابی تهاجمی است که تنها زمانی کار می کند که به دقت برنامه ریزی و اجرا شود. یکی از مهمترین شاخص ها در این نوع بازاریابی انتخاب درست و دقیق بازار هدف احتمالی است.
بازاریابی مستقیم چیست؟
بازاریابی مستقیم نوعی از بازاریابی است که در آن به طور مستقیم با بازار هدف (مشتریان و یا مشتریان بالقوه) تماس برقرار می شود. در حالت شخصی بازاریابی مستقیم از طریق تماس های تلفنی، نامه های پستی، فکس و … و در حالت رسانه ای از طریق تبلیغات در مجلات، تلویزیون و …
بازاریابی مستقیم نوعی تاکتیک تهاجمی در بازاریابی است که معمولاً با استفاده از ابزار ارتباطی مستقیم برای رسیدن به مشتریان جدید تلاش می کند. بازاریابی مستقیم می تواند در مورد مشتریان فعلی یا گذشته هم اجرا شود. عامل کلیدی در بازاریابی مستقیم “فراخوانی برای اقدام” است که کمپین های بازاریابی مستقیم باید پیام انگیزاننده یا فریبنده ای به مصرف کنندگان برای دریافت پاسخ (ACT) ارائه دهند.
به عبارت بهتر بازاریابی مستقیم شامل تلاش کسب و کارها برای ارائه و ایجاد انگیزه خرید در مشتریان احتمالی است.
انواع بازاریابی مستقیم
سه نوع اصلی از بازاریابی مستقیم عبارتند از:
• بازاریابی تلفنی یا telemarketing: نوعی از بازاریابی مستقیم است که شامل تماس با مردم در خانه و یا محل کار به منظور درخواست برای نظرخواهی و یا برای مقاصد فروش است.
• بازاریابی ایمیلی: این شکل از بازاریابی مستقیم مصرف کنندگان را از طریق پست الکترونیک شان مورد هدف قرار می دهد. آدرس ایمیل را می توان از وب سایت ها، انجمن ها و یا خرید بانک های اطلاعاتی به دست آورد.
• بازاریابی مستقیم پستی: تبلیغات چاپی به طور مستقیم به آدرس منزل و یا محل کار فرستاده می شود.
البته انواع دیگری از بازاریابی مستقیم وجود دارد که عبارتند از: توزیع آگهی، پیشنهاد درب به درب، غرفه های تبلیغاتی در نمایشگاه ها، فکس یا نمابر، تبلیغات تلویزیونی، کوپن تبلیغات در رسانه های چاپی و …
آیا بازاریابی مستقیم اثرگذار است؟
بستگی به چگونگی تعریف شما از “جواب گرفتن” دارد. بازاریابی مستقیم منجر به این می شود که اطمینان حاصل کنید مردم در مورد کسب و کار شما اطلاعات کسب می کنند. اما باید توجه داشته باشید که عدم برنامه ریزی مناسب، شکل بازاریابی مستقیم تهاجمی، گمراه کننده و یا مزاحم، می تواند باعث ایجاد حس منفی در مورد کسب و کارتان شود.
در نتیجه در بازاریابی مستقیم مطمئن شوید که به قوانین حفظ حریم خصوصی افراد پایبند هستید، زیرا جریمه های سفت و سخت و مجازات برای بازاریابان مستقیم که قوانین مربوط به بازاریابی مستقیم را نقض می کنند، وجود دارد که البته من فکر می کنم این جریمه ها در ایران خیلی واقعی نیست.
آبا باید بازاریابی مستقیم را در نظر بگیریم؟

بنظر من همه ی صاحبان کسب و کار باید بازاریابی مستقیم را در برنامه های بازاریابی خود در نظر بگیرند. با این حال، اینکه بازاریابی مستقیم برای کسب و کار شما کار مناسبی باشد به نوع کسب و کار شما، اصول اخلاقی در کسب و کار و بودجه ی شما بستگی دارد.
نویسنده: مسعود محمدی
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
بازاریابی خیابانی (Street Marketing) یک روش بازاریابی است که محصولات یا خدمات به طور مستقیم به مشتریان در یک محل عمومی عرضه می شود و هدف آن جلب توجه و برانگیختن سر و صدا در مورد آن محصول یا خدمت است. این نوع بازاریابی از روش های تبلیغاتی معمول استفاده نمی کند و می تواند اغلب شامل یک روش تبلیغات غیر متعارف و خلاقانه باشد. استفاده از بازاریابی خیابانی می تواند یک راه مؤثر برای هدف قرار دادن یک مکان خاص که مشتریان در آن رفت و آمد دارند برای پیاده سازی برنامه ریزی استراتژیک و خلاق بازاریابی یک شرکت باشد. این روش از بازاریابی همچنین می تواند شیوه ای به منظور افزایش سطح آگاهی از نام تجاری (Brand Awareness) از طریق خلق یک خاطره ی به یاد ماندنی در ذهن مشتریان باشد.

برای یک کسب و کار کوچک اغلب بسیار دشوار است که پیام تبلیغاتی خود را از طریق اشکال مختلف رسانه های سنتی و یا رسلنه های فراگیر اعم از تلویزیون، بیلبورد و … به گوش مخاطبان برساند. هیچ تضمینی وجود ندارد که یک فرد به پیام های بازرگانی رادیویی گوش دهد و یا برای تماشای تبلیغات تلویزیونی به اندازه کافی روی یک کانال بماند. یکی از گزینه ها، رویکرد ارتباط مستقیم است که حذف هر گونه فیلتر را به ارمغان می آورد و پیام یک شرکت را به طور مستقیم به مردم ارسال می کند، و اغلب درست در زمانی که آنها دست کم انتظار آن را دارند. این روش بازاریابی می تواند به دور از در هم و برهم بودن تبلیغات رسانه ای توجهات را جلب کند.
روش های مختلفی برای بازاریابی خیابانی وجود دارد. البته توجه داشته باشید که بازاریابی خیابانی یک استراتژی قدیمی است، قدمت آن به بازرگانانی در گذشته بر می گردد که با دوره گردی اجناس خود را در خیابان می فروختند. اما امروزه استراتژی تبلیغات در خیابان ها تکامل یافته است و می توانند استادانه و مبتکرانه باشند. البته متاسفانه باید بگویم که در ایران این نوع از تبلیغات با محدودیت های بسیاری اعم از مجوزهای لازم از شهرداری ها روبروست. کسب و کارها برای اجرای یک کمپین بازاریابی خیابانی، نیازمند به اصطلاح درست کردن “تیم های خیابان” هستند که معمولاً از کارکنان جوان، آراسته، دارای روابط عمومی بالا و پر انرژی تشکیل می شوند.
یکی از مزایای اصلی بازاریابی خیابانی این است که می تواند درست به سمت مخاطبان هدف نشانه می رود. برای مثال، یک رستوران که بعد از تأسیس در مهرماه برای جذب دانشجویان دانشگاه تلاش می کند، می تواند در یک بعد از ظهر آفتابی جایی که آنها برای تفریح می روند را انتخاب کند. دانستن اطلاعات جمعیتی یک منطقه خاص به بازاریابان اجازه می دهد تا یک زمان و یک مکان را برای تاثیر مطلوب تنظیم کنند. راه اندازی یک کمپین بازاریابی چریکی و غیر منتظره که کمی غیر عادی باشد می تواند مخاطره آمیز و در مورد یک بخش خاصی از جمعیت، بیگانه باشد. اما تبلیغات تولید شده با تکنیک های جالب و متفاوت و نمایش برند این مخاطره را از بین می برد.

برخی از نمونه های بازاریابی خیابانی
سازمان های مختلفی وجود دارند که استراتژی های بازاریابی خیابانی را پیاده سازی کرده اند. اکثر آنها شرکت های کوچک هستند، اما شرکت های بزرگی هم همانند مک دونالد وجود دارند که در بازاریابی خیابانی درگیر شده اند. بیشترین نمونه از استراتژیهایی که شرکت های کوچک و بزرگ اجرا کرده اند شامل افرادی با لباسهای خاص، نمونه ای از محصول با ابعاد بزرگ و یا ارائه نمونه در میان دیگران است.
همانطور که قبلاً گفته شد، یکی از روش های مرسوم بازاریابی خیابانی که توسط بسیاری از شرکت های تجاری مورد استفاده قرار می گیرد توزیع آگهی است. و هدف آن ایجاد آگاهی در مشتریان در مورد آنچه که شرکت در حال انجام است، می باشد. نمونه ای از این نوع پخش آگهی که من می خواستم در یکی از پروژه های خودم از آن استفاده کنم و متاسفانه موفق به دریافت مجوز این کار نشدم پخش تراکت انبوه در یک منطقه خاص با استفاده از هلیکوپتر بود.
روش دیگر فرستادن افراد مبدل برای ترویج در خیابان است. برای مثال، یک فعالیت بازاریابی خیابانی در یک نمایشگاه کتاب (برای تبلیغ یک سایت همسر یابی) مردی بود که مانند شاهزاده ها لباس پوشیده بود و در جمعیت به دنبال عشق واقعی خود می گشت!!! همچنین نوکیا یک کمپین با نام “Avestruz” (شترمرغ) را برای ترویج موبایل ۵۵۰۰ و ۵۷۰۰ ترتیب داد که در آن یک گروه عروسک شترمرغ در اندازه واقعی سعی در برقراری ارتباط با جوانان داشتند برای رساندن این مطلب که این تلفن همراه MP3 با کیفیت بالا پخش می کند. دلیل اینکه چرا نوکیا تصمیم به استفاده از شترمرغ گرفت این بود که آنها حیوانات بزرگی هستند، به طوری که مردم به راحتی می توانند آنها را ببینند.

همچنین همانطوری که در عکس روبرو مشاهده می کنید شرکت Stabilo Boss که در زمینه تولید High Lighter فعالیت می کند یک کمپین خلاقانه بازاریابی خیابانی را در مترو پیاده کرده است. تکنیکهای زیادی در بازاریابی خیابانی وجود دارد که تنها به چند مورد آن اشاره شد. و بعضی از آنها کاملاً غیر معمول و جالب توجه هستند. همیشه بازاریابان خلاقی وجود دارند که تکنیکهای جدیدی ارائه دهند.
امیدوارم که روزی در ایران این نوع از تبلیغات از حمایت مسئولان شهری برخوردار شود. البته بنده که از پا نخواهم نشست و بالاخره کاری خاص و چشمگیر در این زمینه را ارائه خواهم داد. به شما نیز توصیه می کنم که این نوع از بازاریابی را جدی بگیرید.

برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
به این نوع از بازاریابی، بازاریابی انتظار یا Wait Marketing گفته می شود و شکلی از بازاریابی است که در حالی که برای چیزی منتظر هستید، شما در معرض تبلیغ قرار می گیرید.
بازاریابی انتظار دقیقاً چیست؟
درک بازاریابی انتظار دشوار نیست. در واقع، هر زمان که شما ایستاده و منتظر چیزی هستید و یک آگهی را می بینید، این یک کمپین بازاریابی انتظار است. مانند انتظار در مطب دکتر، ترافیک و بیلبوردهای خیابان، فرودگاه، ایستگاه قطار یا صف انتظار در یک فست فود و یا وقتی در حال دانلود یک ویدئو از اینترنت هستید و ….
معمولاً در هنگام انتظار، مخاطبین ۲ تا ۳ مرتبه بیشتر از تبلیغات تلویزیونی آماده پذیرش تبلیغات هستند.
انتظار بنده این است که هنگامیکه شما مفهوم بازاریابی انتظار را درک کنید، در همه جا شروع به توجه به آن کرده و هر آگهی را دوباره در ذهن خود بازسازی می کنید تا ببینید که چگونه در آن زمان خاص، بازاریابی انتظار روی شما تأثیر بیشتری می گذارد. موضوع شگفت انگیز این است که این نوع از بازاریابی را می توانید در مورد وب سایت و یا وبلاگ خود هم به صورت موثر استفاده کنید. 
چرا بازاریابی انتظار قدرتمند است؟
بازاریابی انتظار یک فرم بسیار قدرتمند از بازاریابی است.اما چرا؟ چرا زمانی که ایستاده ایم و هیچ کار خاصی انجام نمی دهیم به تبلیغاتی که به ما نشان داده می شود واکنش نشان می دهیم؟
دلیل آن ساده است: مغز ما نیاز به لذت فوری دارد.
مغز انسان به جستجوی لذت متصل است و در سریعترین حالت ممکن به دنبال آن می گردد. هنگامی که چیزی خوشایند روی می دهد، سلول های خاصی در مغز دوپامین آزاد می کنند که باعث می شود احساس خوبی به ما دست بدهد و به بخش های دیگر مغز می گوید که این چیز خوبی برای انجام است. و سپس مانند ساخت یک یادداشت ذهنی به دنبال تجربه های مشابه بعدی خواهد بود.
در جهان iPad ها، iPhone ها، اتومبیل های سریع و لوکس، فیلم های سینمایی، توییتر و فیسبوک، انسان ها نیاز به ارضاء و لذت سریع و سریع تر دارند. به یک کافه بروید و به مدت ۲۰ دقیقه بنشیند و به افراد خوب دقت کنید، آنها به محض نشستن سریع موبایل خود را بیرون می آورند و با آن مشغول می شوند به این دلیل که از منتظر بودن خسته می شوند و ترجیح می دهند با چیزی سرگرم باشند. و این پاسخ این سؤال است که چرا بازاریابی انتظار جواب می دهد.
خودتان را وقتی در صف طولانی یک پمپ بنزین در انتظار به سر می برید به یاد آورید … . شما دوست دارید زودتر از این شرایط کسالت بار خارج شوید. مغز شما به دنبال نوعی ارضاء است و به محض دیدن یک تبلیغات مخصوصاً اگر جالب هم باشد به شما می گوید که برای اینکه احساس بهتری داشته باشید به توجه به آن نیاز دارید و شما با آن سرگرم می شوید و کمی این اتلاف وقت برای شما جبران می شود.
استراتژی بازاریابی انتظار شما باید اثرگذار باشد
بازاریابی انتظار همیشه هم مؤثر نیست. صرفاً اینکه کسی در حال انتظار ایستاده است به این معنی نیست که با هر تبلیغی که شما در مقابلش قرار می دهید ارتباط برقرار می کند. این را هم در نظر بگیرید که مثلاً وقتی مردم در پمپ بنزین هستند در حالت صرفه جویی می باشند و یک تبلیغ تجملاتی مناسب نمی باشد.
به منظور اثرگذارتر بودن هر چه بیشتر استراتژی بازاریابی، شما باید مواردی مانند آنچه در ادامه مقاله می آید را در نظر بگیرید:
• مخاطبان تبلیغات شما چه کسی هستند؟

ابتدا باید از خود سئوال بکنبد که آگهی تبلیغاتی شما چه کسانی را هدف قرار می دهد؟ مادران، پدران و یا بچه ها در خانواده؟ نوجوانان و یا بازنشستگان؟
بسیار دقیق در مورد کسلنی که می خواهید با آن ها ارتباط برقرار کنید، فکر کنید.
• مخاطبان شما در نقطه ی مشخصی از زمان و مکان چه می خواهند؟
همه محصولات در تمام اوقات به کار نمی آیند. برخی از مردم چیزهای مختلف را در زمان های مختلف روز و در مکان های خاص می خرند. به عنوان مثال، احتمال فروش چیزی مانند سیگار در بازار میوه و تره بار خیلی کم است. پس برقراری ارتباط تبلیغاتی در مکان و زمان صحیح را به یاد داشته باشید.
• چقدر خرج خواهند کرد؟
همانطور که مردم محصولات مشابه در هر مکان خریداری نمی کنند، مقادیری که خرج می کنند هم به جایی که هستند بستگی دارد. این موضوع بسیار مهم است.
• دیدن آن چند بار نیاز است؟
گاهی اوقات شما نیاز دارید یک شخص را با تبلیغ یک محصول اشباع کنید تا در بازاریابی آن غرق شود. یک خانم ممکن است برای تغییر برند مورد علاقه خود در لباس و یا لوازم آرایشی ۱۰ یا ۲۰ بار به دیدن آگهی شما نیاز داشته باشد. در نظر بگیرید که چقدر باید آگهی خود را نشان دهید تا بالاخره اثر کند.
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری

برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
مفهوم بازاریابی پنهان یا Stealth Marketing به طور کلی هر نوع از استراتژی بازاریابی است که در حالت خفا و بصورت پنهانی انجام می شود. بسیاری از کارشناسان حوزه بازاریابی بر این باورند که تبلیغاتی مؤثرتر است که مردم از آن آگاه نباشند. روش های مختلفی برای بازاریابی پنهان وجود دارد که از رسانه های مختلف از فیلم تبلیغاتی گرفته تا اینترنت استفاده می کنند. از سوی دیگر برخی از مردم بر این باورند که تکنیک های بازاریابی پنهان غیر اخلاقی هستند و شرکت هایی وجود دارند که در استفاده از این روش ها تردید دارند به دلیل اینکه می ترسند شهرت برندشان در صورت لو رفتن این نوع از تبلیغ لکه دار شود.

روش های بسیار متنوعی برای بازاریابی پنهان وجود دارد. یکی از نمونه های معمول این روش از بازاریابی و تبلیغ، استفاده کردن از محصول در یک فیلم سینمایی است و یا پوشیدن لباس هایی که روی آنها تبلیغاتی درج شده که چهره های مشهور ورزشی در زمانی که در ملاء عام هستند آنها را می پوشند. برخی از روش هایی که کمی کمتر آشکار است هم وجود دارد. برای مثال، برخی از کسب و کارها افرادی را برای انتقال پیام در مورد محصولات خود استخدام می کنند. البته این افراد، پیام های مختلف دیگری را انتقال می دهند طوری که به نظر می رسد این افراد همانند سایر مردم جامعه هستند.
نوعی دیگر از بازاریابی پنهان از نوع آنلاین ایجاد مقالات یا اخبار جعلی است. برای مثال، گاهی اوقات شخصی مقاله ای در وب منتشر می کند که به نظر می رسد نقدی از یک محصول است در حالیکه در واقعیت این یک نوع تبلیغ است. در برخی موارد، فرد ممکن است به نکاتی منفی در مورد محصول اشاره کند اما عمدتاً موضع آن مقاله مثبت جلوه می کند. این به طور کلی به نظر می رسد بیشتر قابل قبول است و بیشتر استفاده می شود زیرا مردم مشکوک نمی شوند.
به گفته بسیاری از کارشناسان، تکنیک های بازاریابی پنهان، هنگامی که مردم متوجه آنها شوند بار منفی خواهد داشت. به عنوان مثال، مردم وقتی متوجه استفاده کردن محصول در یک فیلم سینمایی شوند، خیلی ناراحت نمی شوند. اما ممکن است بسیار عصبانی شوند اگر بفهمند کسی در قالب یک گروه از پیش استخدام شده، پیامی را ارسال کرده که توسط یک شرکت برای ترویج یک محصول یا خدمات برنامه ریزی شده است. به همین دلیل کسب و کارهایی که برای این نوع بازاریابی برنامه ای دارند باید تمامی تدابیر را بیندیشند و حساب شده عمل کنند که تا جایی که ممکن است تاکتیک هایشان مخفی بماند.
بسیاری از مردم فکر می کنند که بازاریابی پنهان نقض جدی اخلاق است. در واقع آنها معتقدند که هر نوع بازاریابی پنهان باید غیر قانونی اعلام شود، به ویژه در مواردی که در آن شرکت از روشهایی با گمراه کردن ذهن مخاطب، قصد تبلیغ دارد. افرادی که چنین تفکری دارند معتقدند که مخاطبان می بایست از هر گونه برنامه تبلیغاتی آگاه باشند به طوری که بتوانند با آمادگی قبلی، دفاع ذهنی خود را داشته باشند و انتقادی فکر کنند.
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
در عرصه بازاریابی ما شاهد تغییرات چشمگیری هستیم. در این شرایط اغلب بازاریابان با یک سوال مشترک به چالش کشیده شده اند و آن این است که چگونه می توانیم در کسب و کار خود، پیام تبلیغاتی قانع کننده ارائه دهیم؟ باید توجه داشته باشید که بازاریابان باهوش پیش از متقاعد کردن مشتری در مورد خرید محصولات شرکتشان، سعی می کنند جزء علایق مشتریان احتمالی خود شوند. فراموش نکنید که راز هنر متقاعد سازی، فریب مردم برای انجام آنچه شما می خواهید آنها انجام دهند نیست، بلکه ارائه مشوق های ملموس و ناملموس برای اقدام در جهت درک و دریافت پیام تبلیغاتی شماست.
بیایید به اصل موضوع بپردازیم. در ادامه ۳ اصل متقاعد کردن مشتری تشریح شده است:
۱) استفاده از برهان های اجتماعی: شما می توانید پیام تبلیغاتی خود را با ارائه شواهد اجتماعی به شخصی که برای متقاعد کردن او تلاش می کنید، معتبرتر جلوه دهید. اکثر افراد جامعه تحت تاثیر کارهای دیگران و اطرافیان هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است و مورد استفاده می گیرد. مردم خود به خود در مقابل اشخاصی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که در ابتدا جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها است. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی محصولات و خدماتی که ارائه می دهید داشته باشید.
اگر از شما بخواهند در یک نظرسنجی بر روی تعداد محدودی از جامعه شرکت کنید و به شما بگویند که بسیاری از همکاران شما در این نظرسنجی شرکت کرده اند، شما تمایل بیشتری برای مشارکت خواهید داشت. یک عبارت که من معمولاً می توان استفاده کرد این است که: “تعداد X از مردم در این بررسی شرکت کرده اند، باعث شوید نظر شما هم شمرده شود!” یا “نتایج این تحقیق در تصمیمات تاثیر می گذارد، پس صدای خود را به گوش برسانید!”
۲) قدرت و اختیار: هر کس به دنبال ایفای نقش خود در جامعه و کسب اعتبار و احترام است. پس از همین می توان به عنوان یک ابزار متقاعد سازی استفاده کرد. برای مثال در یک نظرسنجی استیو جابز از چنین جمله ای استفاده کرد: ” کار من فراهم ساختن راحتیِ مردم نیست، بلکه کار آنها را بهتر کردن است ” و سپس گفت: “به ما در بهتر کردن کار مشتریان مان با پر کردن این نظر سنجی کمک کنید.”
۳) کمبود: مردم زمانی که حس کنند منابع محدود و یا زمان کوتاهی در اختیار دارند یک گرایشی به وحشت دارند. ایجاد حس فوریت و اضطرار یکی دیگر از تاکتیک هایی است که برای متقاعد کردن مردم به اقدام فوری استفاده می کنیم. هنگامی که ارتباطات برقرار می شوند، استفاده از فراخوان به اقدام یا call-to-actions مانند “همین حالا اقدام کنید” در بالای مطلب برای جذب گروه های خاص مفید است.
آزمایش این اصول که در این مطلب بیان شد، می تواند الهام بخش روش های متقاعد سازی جدید و دیگری باشد. مشاهده اینکه تنوع جمعیتی چگونه به تاکتیک های مختلف متقاعد سازی پاسخ می دهند به ما اجازه می دهد تا ببینیم که کدام روش موثرترین است.
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری


برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
به عبارت دیگر بازاریابی همهمه ای، تکنیکی در بازاریابی است که از ایجاد سر و صدا پیرامون یک محصول یا خدمت جدید استفاده می کند. چت روم ها، وبلاگ ها، انجمن های گفتگو، شبکه های اجتماعی و وب سایت های انتشار دهنده ویدئو از جمله ابزاری هستند که توسط آنها، استراتژی بازاریابی همهمه ای اجرا می شود. 
مقایسه بازاریابی همهمه ای و بازاریابی ویروسی
ارتباط بین استراتژی بازاریابی همهمه ای و بازاریابی ویروسی هیچ وقت به خوبی و شفاف مشخص نشده است. بنظر می رسد که این دو استراتژی تفاوت چندانی با هم ندارند و بلکه در یک راستا عمل می کنند. به عبارت بهتر بازاریابی ویروسی تلاش می کند تا همهمه را تا آنجا که ممکن است برای بالا بردن سرعت انتشار پیام خود تقویت کند. در واقع این ترکیب این دو استراتژی بسیار کارآمدتر خواهد بود.
برخی از کمپین های بازاریابی ویروسی با ساختاری همانند ساختار بازاریابی همهمه ای طراحی می شوند، در حالی که بعضی دیگر به عنوان هدف اصلی خود روی ایجاد طبیعی همهمه کار می کنند. یک راه خوب برای فکر در مورد این مفهوم این است که یک محصول با همهمه ی خوب به طور گسترده ای و اغلب در میان دوستان با یک بار مثبت صحبت می شود. در واقع، همهمه و بازاریابی ویروسی هر دو راه استفاده از مشتریان در انجام کار تبلیغات به طور خودکار است.
روشی که در آن بازاریابی ویروسی موفق می شود گسترش صحبتها درباره ی محصول توسط خود مخاطبان و ایجاد آگاهی گسترده از کمپین تبلیغاتی است. بنابراین همهمه و بازاریابی ویروسی به هم متصل هستند و همهمه برای موفقیت بازاریابی ویروسی ضروری است. BUZZ یا همهمه در اصل، همان چیزی است که باعث می شود بازاریابی ویروسی بخوبی جواب دهد.
BUZZ و بازاریابی ویروسی قبل از بوجود آمدن اینترنت وجود داشته است، اما امروزه اغلب اجرای این کمپین بدون اتصال آنلاین دشوار است. وقتی مردم بتوانند اطلاعات را با کمی تلاش با دوستان خود به اشتراک گذارند، تبلیغات دهان به دهان به سرعت گسترش می یابد. یکی از راه های کوتاه تر کردن مسیر گسترش آن تعامل و عرضه ی محصول در ابتدا به کسانی است که در این کار منافعی دارند. و این باعث می شود که این همهمه سریعتر و با بار مثبت تری شکل بگیرد.
همچنین ممکن است برای یک محصول و یا خدمات سر و صدای منفی شکل گیرد. معمولاً این بدان معنی است که واکنش مخاطب به محصول منفی است، و این واکنش منفی به طور گسترده ای گزارش شده و گسترش یافته است.
یکی از مزایای استفاده از بازاریابی همهمه ای و بازاریابی ویروسی آنلاین این است که اثرات را می توان به راحتی در وبلاگ ها، انجمن ها، و شبکه های اجتماعی دید. و این نظارت بر BUZZ نامیده می شود. این سرویس همچنین اجازه می دهد تا یک شرکت متوجه شود برای گسترش کمپین بازاریابی ویروسی خود باید سخت تر تلاش کند. همچنین مشاهده ی اینکه کدام جوامع بیشتر مستعد ابتلا به انواع خاصی از بازاریابی ویروسی هستند می تواند به یک شرکت برای راه اندازی کمپین های مؤثرتر در آینده کمک کند.
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بعضی از افراد در هنگام ایجاد یک کسب و کار مرتکب می شوند این است که آنها ابتدا یک محصول را انتخاب می کنند و سپس به دنبال پیدا کردن یک بازار مناسب برای آن میگردند! اگر شما نیز برای شروع کسب و کار خود از این روش استفاده کرده اید همینجا بایستید و از راهی که آمده اید برگردید!
افراد باهوش روش دیگری را انتخاب می کنند. آنها ابتدا یک بازار مناسب را انتخاب کرده و سپس محصولی را عرضه میکنند که مردم به دنبال آن هستند. به عبارت دیگر آنها ابتدا فرصتهای مناسب را شناسایی می کنند و پس از شناخت فرصت بلافاصله در جهت آن فرصت اقدام به کسب و کار می نمایند.
باید ببینید مردم چه می خواهند، به چه چیزهایی نیاز دارند و نیازهای فعلی آنها چیست. سپس مطابق با نیازهای آنها محصول خود را ارائه دهید. دوست دارید سایت شما روزانه ۱۰ بازدیدکننده داشته باشد یا ۱۰۰۰ نفر؟ اگر شما زیرک باشید بازاری را انتخاب می کنید که مردم آماده خرید محصولات آن بازار باشند.
نیازهای مردم باعث ایجاد خواسته هایی در آنها می شود و این خواسته ها فرصتهایی هستند که به وجود می آیند. اینترنت نیز سفرهای از فرصتهای گوناگون است که در اثر خواسته های مردم که نشأت گرفته از نیاز آنها است ایجاد شده است و برای اینکه در بهرهمندی از این سفره فرصت موفق تر باشید باید این فرصتها را به خوبی تشخیص دهید.
۱) درآمد
مردم می خواهند «درآمد» کسب کنند. ممکن است بخواهند کسب و کار خودشان را شروع کنند، یک شغل با درآمد بالاتر پیدا کنند یا سهم بازار بیشتری به دست آورند. این، به آنها احساس «موفقیت» میدهد. از این فرصت استفاده کنید!
۲) پس انداز
مردم می خواهند «پس انداز» کنند. ممکن است بخواهند سرمایه گذاری مطمئنی برای آینده انجام دهند، یا در یک خرید بزرگ صرفه جویی خوبی کنند. این به آنها احساس «امنیت» می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۳) زمان
مردم می خواهند در «زمان» صرفه جویی کنند. آنها ممکن است بخواهند کمتر کار کنند و وقت بیشتری برای لذت بردن از خوشی های زندگی داشته باشند. این به آنها احساس «آرامش» می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۴) زیبایی
مردم می خواهند دارای یک «ظاهر بهتر» باشند. ممکن است آنها بخواهند وزن خود را کاهش دهند، تناسب اندام بهتر یا ظاهر زیباتری داشته باشند. این به آنها احساس «جذابیت» می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۵) آموزش
مردم می خواهند چیزهای جدیدی «بیاموزند». ممکن است بخواهند یاد بگیرند چگونه روغن ماشین خود را عوض کنند، چگونه خانه زیباتری داشته باشند، چگونه خوراک های لذیذی تهیه کنند یا مانند اینها. این به آنها احساس «هوشمندی» بیشتری می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۶) طول عمر
مردم می خواهند «طول عمر» بیشتری داشته باشند. ممکن است آنها بخواهند سر فرم باشند، بهتر بخورند، سالم تر باشند یا انرژی بیشتری کسب کنند. این به آنها احساس «تندرستی» می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۷) راحتی
مردم می خواهند «راحت» باشند. ممکن است بخواهند ناخوشی و درد نداشته باشند یا در رختخواب راحت تری استراحت کنند. این به آنها احساس «راحتی» می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۸) دوست داشتن
مردم می خواهند کسی آنها را «دوست» داشته باشد. ممکن است از تنهایی به تنگ آمده باشند، یا بخواهند با کسی صحبت کنند. این به آنها احساس «دوست داشتنی» بودن میدهد. از این فرصت استفاده کنید!
۹) معروف بودن
مردم می خواهند «معروف» باشند. ممکن است بخواهند در کار خاصی بین مردم شهرت داشته باشند و شخص با اعتبار و مشهوری شوند. این به آنها احساس «قابل تحسین» بودن میدهد. از این فرصت استفاده کنید!
۱۰) خوش بودن
مردم دوست دارند «خوش» باشند. ممکن است بخواهند از خوشی ها و لذت های مختلف جسمی و روحی استفاده نمایند. این به آنها احساس «رضایت» می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۱۱) خلاقیت
مردم دوست دارند «خلاق» باشند. ممکن است بخواهند راههای بهتر حل یک مشکل را کشف کنند. این به آنها احساس «خلاقیت» می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۱۲) پیشتازی
مردم دوست دارند در بعضی کارها «اولین» باشند. ممکن است بخواهند اولین کسی باشد که یک کسب و کار خاص را راه اندازی می کنند. این به آنها احساس «پیشتاز» بودن می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
۱۳) قدرت
مردم دوست دارند بر تأثیر دیگران «غلبه» کنند. ممکن است بخواهند راههای شناخت صحیح مردم را بدانند، دچار شکستهای روحی در زندگی نشوند یا از دیگران فریب نخورند. این به آنها احساس «قدرت» می دهد. از این فرصت استفاده کنید!
● نتیجه!
برای کسب ایده های جدید بینید گرایش و تمایل فعلی مردم چیست. تمایلات جدید را می توانید با مشاهده تلوزیون، آگهی های روزنامه ها و مجلات و گشت و گذار در اینترنت پیدا کنید. سپس محصولی را ارائه کنید که به آن گرایشات روز مربوط باشد.
مدیر سبز
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
بر همین اساس است که در بسیاری از کشورها قوانین جزایی خاصی در این موارد وضع شده تا بتواند حتی المقدور نقطهای بازدارنده در برابر بزههایی باشد که ممکن است از این روش در جامعه اتفاق افتد. شبکههاي اجتماعی اما این روزها حرف اول را در محیط وب ميزنند. شبکههایی که حتی میزان بازدید و جذب کاربران جهانی از آنها به قدری زیاد است که رتبه شان از نظر سایتی همچون آلکسا بعد از دو سایت معروف گوگل و یاهو قرار گرفته است. شبکه هایی که شاید در مجموع بالغ بر یک میلیارد نفر از مردم جهان هماکنون از اعضای فعال آن هستند. ظهور و فراگیر شدن این شبکهها طبعا باعث شده تا بسیاری از قواعد و روشهاي مرسوم در محیط وب دستخوش تغییر شوند. از تبلیغات و بازاریابیهاي اینترنتی ميتوان به دو مقولهای اشاره کرد که با ظهور شبکههاي اجتماعی خیلی سریع دستخوش تغییراتی شدید شدهاند. درباره شبکههای اجتماعی و میزان تاثیرگذاری آنها بر بازاریابی، حرفهای زیادی زده میشود. بسیاری از سازمانها در فیسبوک، توییتر و سایر شبکههای اجتماعی مجازی صفحات مخصوص به خود ایجاد کردهاند. درحالی که بسیاری عقیده دارند که ارزش حرفی که دهان به دهان میان مشتریان میگردد، بسیار زیاد است، ولی ارزش واقعی شبکههای اجتماعی هنوز به طور کامل شناخته نشده است. هرچند که همچنان کارشناسان و فعالان این بخش معتقدند که شبکههاي اجتماعی الزاما روشهاي قبلی را به شکل کلی ازبین نبردهاند، اما با این حال عنوان ميکنند که گسترش ضریب نفوذ این شبکهها در آینده ميتواند شیوههاي جدیدتری در این بخش بهوجود آورد. با این حال اما در ایران اوضاع تفاوت دارد. شبکههاي اجتماعی معروف عموما در ایران قابل دسترس نیستند.
از سوی دیگر هم شبکههاي اجتماعی که به شکل قانونی در کشور به فعالیت ميپردازند، آنچنان که باید و شاید مورد استقبال قرار نگرفتهاند، اما با این حال همین شبکههاي اجتماعی غیرقانونی طرفداران و کاربران زیادی در کشور دارند که از قضا تجارتهاي متفاوتی هم در بین اعضای آن همچون جابهجایی لايكها و فنها در بین صفحههاي پرطرفدار مرسوم است.
تغییر در شیوههاي مجازی
محمود بشاش، محقق و کارآفرین حوزه وب در پاسخ به این سوال که آيا ظهور شبكههاي اجتماعي روند تبليغات اينترنتي در محيط وب را با تغيير روبهرو ساخته است، ميگوید: روند تبلیغات در محیط وب مدتها قبل از گسترش شبکههاي اجتماعی و با ارائه مفهومی به نام «Outbound Marketing» شروع به تغییر کرد. او ادامه ميدهد: این مفهوم در مقابل «Inbound Marketing» قرار دارد. برای روشن شدن موضوع، فرض کنید شما در حال دیدن یک فیلم هستید و درست در جای حساس و مهم فیلم، ناگهان فیلم قطع شده و آگهی یک شامپو نمایش داده ميشود. احساسی که به شما دست خواهد داد مثل ضربه یک پتک محکم بر سر شماست که به اجبار شما را وادار به دیدن تبلیغ ميکند. این روش همان «Inbound marketing» است. در مقابل، تصور کنید شما در گوگل در حال جستوجوی بهترین شامپوی مناسب موهای خود هستید و وارد یک وبلاگ ميشوید که یک نوع شامپو را به طور کامل از نگاه یک مصرفکننده بررسی کرده و تاثیرات آن را بر انوع موها نوشته است. شما به میل خود وارد این صفحه شدهاید و به میل خود ممکن است تمامی یا بخشی از مطالب این وبلاگ را بخوانید یا به میل خود از این وبلاگ خارج شوید. این روش همان «Outbound Marketing» است.
بشاش ميافزاید: در اینجا از موضوع وبلاگ عمدا استفاده کردهام به این دلیل که در واقع پدیده وبلاگ و وبلاگنویسی که مدتها قبل از فراگیر شدن شبکههاي اجتماعی مطرح شده بود، از عوامل اصلی شکلگیری و گسترش «Outbound Marketing» بود که شما در سوال خودتان از این پدیده به عنوان «تغییر روند نحوه تبلیغات در وب» مطرح کردهاید. بله، در واقع شبکههاي اجتماعی پس از وبلاگنویسی، از مهمترین عوامل و ابزار گسترش نحوه تبلیغات با نگرش «Outbound Marketing» بودهاند.او جایگزینی بازاریابی از طریق شبکههاي اجتماعی به جای روشهاي معمول را چندان علمی و واقعی نمیبیند و ميگوید: طی این چند سال اخیر، حتی روش تبلیغات از طریق نمابر یا همان فکس هم کاملا منسوخ نشده است، پس نمیتوان گفت قرار است شبکههاي اجتماعی جایگزین چیزی شوند، ولی تاثیر بسیار چشمگیری در نحوه بازاریابی و تبلیغات داشته و با ترکیب شبکههاي اجتماعی و موبایل، این تاثیرات بسیار عمیقتر خواهد شد. اینکه چه مقدار زمان لازم است تا این جایگزینی صورت پذیرد، بستگی به پارامترهای زیادی دارد. مثلا شما ببینید، در کسبوکارهایی شبیه Event Management تقریبا استفاده از شبکههاي اجتماعی به عنوان ابزار بازاریابی و دسترسی به مخاطب، حرف اول را ميزند و زمان صفر برای جایگزینی روشهاي سنتی فرارسیده ولی برای برخی کسبوکارها این زمان طولانیتر ميتواند باشد. عامل مهم دیگر هم موضوع میزان دسترسی کاربران و قوانین مربوط به استفاده از شبکههاي اجتماعی در کشورهای مختلف است که ممکن است باعث تاخیرهایی در زمان بشود. در آینده، ترکیب شبکههاي اجتماعی، موبایل مارکتینگ و بازاریابی مکانی، یک ترکیب معجزهآسا در اختیار بازاریابها خواهد بود.
وقتی لایکها خریده ميشوند
يكي از شيوههايي كه به تازگي و در بين كاربران ايراني شبكههاي اجتماعي رايج شده است دادوستد لايك است به اين صورت كه پيجهاي پرطرفدار با اخذ هزينههايي اقدام به تبليغ پيجها و جذب لايك يا همان كاربران خود به سمت پيجهاي تبليغ دهنده مي كنند. از جمله این هزینه ميتوان به اخذ مبالغی بین 70 تا 150 تومان به ازای هر لایکی که روی پیج شما ميآید یا اخذ مبلغ 50 هزار تومان در ازای درج یک پست تبلیغاتی به مدت نیم ساعت روی یک پیج پرطرفدار اشاره کرد.
بشاش در مورد موفقیت این روش ميگوید: بستگی به تعریف موفقیت دارد. اگر هدف یک صفحه یا پیج، ارائه مطالب فکاهی و طنز به قشر وسیعی از مخاطبین باشد، این روش ميتواند موفقیتآمیز باشد، ولی برای یک برند، به هیچ وجه این روش توصیه نمیشود و ممکن است حتی جنبه منفی داشته باشد. من این موضوع را به طور واقعی تست کردهام. مخاطبانی که با این نوع روشها جذب ميشوند، بسیار فرار هستند؛ یعنی همانگونه که سرعت رشد تعداد فنها و لایکها زیاد هست، تعداد خروج آنها و تعداد کامنتها منفی و غیرمرتبط نیز زیاد خواهد بود و این یعنی تاثیر بسیار منفی بر یک برند. نه فقط موضوع جذب لایک یا فنهاي اینچنینی ميتواند مخرب باشد بلکه اصولا در نگرش «Outbound Marketing» همه روشهاي نا متعارف - بگذارید از کلمه «غیرانسانی» استفاده کنم – هم مردود هستند. او ادامه ميدهد: مثلا امروزه ما ميبینیم که برخی از برندها در ارائه مطالب به شکل متقابل یا همان Interaction با مخاطب دچار گزافهگویی ميشوند. ببینید، چون تعدادی افراد حول یک برند جمع ميشوند و آن را دوست «لایک» دارند به این معنی نیست که ما هرچه بخواهیم ميتوانیم به آنها بگوییم. باید حتما در «واقعی» بودن مطالب و شعارها دقت کنیم. اصولا هر موضوع غیرطبیعی، مانند موج قوی است که با برخورد به یک صخره، شکنندهتر و قویتر ميشود و بر ميگردد و باعث تخریب برند خواهد شد.
این محقق حوزه وب در این باره ميگوید: در شبکههاي اجتماعی در واقع فقط یک روش در بازاریابی وجود دارد و آن هم «ارائه مطلب» است. جدا از نحوه نامگذاری صفحه (Page) یا گروه یا دایره و غیره، اگر شما بتوانید در بازار هدف خود، به مخاطبین خود مطالب تازه و مفید ارائه کنید و در واقع آنها را با مطالب خود، آموزش دهید، موفق خواهید شد. مجددا این بحث را به وبلاگها گره ميزنم و توجه شما را به موضوع «Outbound Marketing» جلب ميکنم که اینها فقط و فقط زمانی موثر و موفق خواهند بود که شما حرفی جدید برای مخاطب خود داشته باشید. البته این حرفها فقط نباید حرفهاي تبلیغاتی باشند. این موضوع بسیار حساس است. اگر شما دائما از کیفیت و خوب بودن محصول خود صحبت کنید، کم کم باعث کسل شدن مخاطب خواهید شد و آنها را از دست خواهید داد. باید با خلاقیت زیادی در این موضوع وارد شوید.
شبکههایی که ميتوانند مفید هم باشند
بشاش، در پاسخ به این سوال که آیا بازاریابی در شبکههاي اجتماعی ميتواند در بین کاربران فارسی زبان با موفقیت روبهرو شود، ميگوید: فکر نمیکنم این موضوع به زبان کاربران ربطی داشته باشد، ولی اگر منظور «کاربر ایرانی» است، بله، موفقیت این روش به سیاستهاي یک کشور در نحوه برخورد با این پدیده، بستگی بسیار زیادی دارد. اگر بخواهم کمی گستاخانه نظر بدهم و خود سانسوری نکنیم و واقعگرایانه حرف بزنیم، اگر وضعیت فیسبوک در ایران را بتوان بهتر کرد، قطعا تاثیرات مثبتی را شاهد خواهیم بود.
او در مورد اینکه چرا تنها به فیسبوک اشاره کرده؛ در حالی که شبکههاي اجتماعی دیگری هم در محیط وب وجود دارند که بعضا حتی قانونی و با توجه به قوانین کشور در حال فعالیت هستند، ميگوید: من هم موافق هستم که نباید یک پدیده بسیار مهم یعنی شبکههاي اجتماعی را به یک برند یعنی فیسبوک ربط دهیم، ولی واقعیت فعلا این است که ترجمه شبکه اجتماعی تا حد زیادی مساوی با فیسبوک است. ببینید، ما در ایران چند شبکه اجتماعی داریم که حتما خیلی از خوانندگان این مطلب هم با آنها آشنا هستند و عضو این شبکهها هم هستند. شبکههاي اجتماعی عمومی یا شبکههاي تخصصی مثل شبکه مهندسین یا شبکه فارغالتحصیلها و غیره. ضمن اینکه فعالیت این نوع شبکهها جای قدردانی دارد و تاثیرات خود را در فضای سایبر دارند، ولی واقعیت این است که مقایسه این شبکههاي محلی با شبکهای مثل فیسبوک، کاملا غیرمنطقی است. موضوع فقط تعداد کاربر نیست چون ما در خبرها و مقالهها ميخوانیم که فلان شبکه اجتماعی ایرانی چند میلیون عضو دارد. به نظر من بررسی یک شبکه اجتماعی با فقط تعداد عضوهای آن، کار بیهودهای است و فقط بازی با کلمات است. مهم، میزان تاثیرگذاری آن شبکه بر زندگی و کار مردم است. فعلا فیسبوک حرف اول را ميزند و اگر بپرسید شبکههاي داخلی چه نقشی دارند، نمیتوانم خوشبینانه یا خیلی مثبت صحبت کنم. پس ميخواهم نتیجه بگیرم که اگر وضعیت استفاده از فیسبوک بهتر شود، قطعا موفقیت بیشتری حاصل خواهد شد.
م.ر.بهنام رئوف
منبع: دنیای اقتصاد
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
نکته ای که باید تمام کاسبان و تاجران به آن توجه کنند این است که باید در زمان بسیار محدودی کارها و وظایف بسیاری انجام دهند و البته باید از حداقل کار بهترین نتیجه لازم را بگیرند یعنی کارشان باید بیشترین بهره داشته باشد. اما برای اینکه از کمترین زمان بهترین استفاده را برد چه باید کرد؟
اگر شما دوست دارید که برنامه ها و کارهایتان را به سریع ترین و بهترین نحو انجام دهید بهتر است که به نکاتی که در این مقاله به آن اشاره می شود خوب توجه کنید و آنها را در راس کارهایتان قرار دهید. البته برای اینکه خواندن این مقاله خسته کننده نباشد این نکات به صورت پرسش و پاسخ آمده است و فایده دیگر آن این است که به خاطر سپردن نکات آسان تر می شود.
● پرسش اول
▪ چگونه می توانم مشتریان بیشتری بگیرم؟
پاسخ: گاهی اوقات برای جلب مشتریان بیشتر لازم است که کارهایی را که تاکنون برای این کار انجام داده ایم، متوقف کنیم. گاهی اوقات باید از روشهای موثری برای این کار استفاده کرد. البته روشهای استانداردی برای جلب مشتریان وجود دارد و نیز روشهای غیراستاندارد دیگر. اما این نکته را به خاطر داشته باشید: یک روش را بارها و بارها امتحان کنید. اگر انتظار داشته باشید که نتایج منفی به همراه داشته باشد پول و انرژی خود را از دست داده اید. بنابراین آنچه که باید انجام دهید فقط کار کردن نیست. ذهنتان را متوجه اهداف و کارهای دیگر کنید. همان طور که پیشتر اشاره شد گاهی اوقات راه حل مشکل این نیست که چه کار دیگر باید انجام داد بلکه این است که برای گرفتن مشتریان بیشتر انجام چه کارهایی را باید متوقف کرد.
نکته مهمی که باید به ذهن بسپارید این است که قوانین و مقررات نامریی در جهان وجود دارند. حتی اگر شخصی با ذهنیت متافیزیکی نباشید، می توانید ببینید که نیروهای نامریی بسیاری در زندگی های ما وجود دارد. الکتریسیته، نور، گرما و غیره. یک بذر را در نظر بگیرید: به محض آنکه در دل خاک کاشته می شود، نیروهای نامریی دست به کار می شوند و آن را به یک گیاه، درخت یا بوته تبدیل می کنند. تمام این نیازها چیزهای بسیار اساسی هستند که به بذر کمک می کند که قسمت های دیگری به آن اضافه شود و باصطلاح رشد و نمو کند. اما بیشتر مردم فکر می کنند که چنین نیروهایی به چیزهای مریی و مشهودی که می توانیم در زندگی روزانه خود ببینیم، تعلق ندارد.
آیا شما احساس کرده اید که در طول یک روز همه چیز بر وفق مرادتان پیش می رود و باصطلاح کارهایتان روی غلتک افتاده است؟ در این مواقع چه فکر کرده اید؟ آیا دوست داشته اید که تلاش اضافی که به نتایج عادی بزرگتر می انجامد، انجام دهید؟ چه چیزی آن روز را متفاوت تر از روزهای دیگر کرده است؟ نیروهای نامریی که به نفع خود تحت کنترل درآورده اید. آیا تاکنون با کسی ملاقات کرده اید که شما را سخت تحت تاثیر خود قرار داده باشد، به اصطلاح شما را جادو کرده باشد؟ آیا به نظرتان او یک آدم جذاب بود؟ البته منظورم زیبایی و جذابیت فیزیکی نیست بلکه انرژی اوست. راز این دسته افراد این است که این افراد موفق یاد گرفته اند که چگونه چهار قدرت نامریی خود را کنترل و هدایت کنند.
چهار قدرت نامریی عبارتند از:
رفتار
تمرکز
گفت وگوی درونی با خود
باورها.
روش و رفتار مثبت باعث خلق مثبت می شود. من از ساده طبعی و یا تاییدات بی فایده سخن نمی گویم، بلکه عقیده دارم که احساس و برداشت من از جهان مردم، وقایع و اتفاقات و باورها و رفتارهای مناسب با آن را برایم به ارمغان می آورد. آنچه که زندگیم را تغییر می دهد نوع نگاه و نگرش من به اشیاء و افراد و در کل، جهان است.
یک فکر مثبت نتیجه مثبت به همراه دارد. با نگاه کردن به گلها، گیاهان و درختان و دیگر چیزها این احساس را در خود به وجود آوریم که برای رشد آنها نیروهای نامریی دست اندرکارند. اما علف های هرز از کجا می آیند؟ از بذرها. نتایج احساسات خود از کجا نشات می گیرند؟ بذرهای افکار، باور و رفتارها. در ذهن شما چه چیزی کاشته شده است؟ زندگی همیشه ما را با چالشها و مشکلات زیادی روبه رو می سازد.
از این رو مهم است که این نظریه را به خاطر بسپاریم:
یک شخص بدبین هر فرصت و شانس را یک مشکل می بیند و یک شخص خوش بین مشکلات را یک فرصت می داند.خود من چه از نظر شخصی و چه از نظر شغلی به این نتیجه رسیده ام که داشتن ذهنیت مثبت باعث افزایش اعتماد به نفس در انسان می شود. شاید اگر این حرف را به دوستانتان بزنید آنها به شما بخندند و بگویند: «این از آن حرف های متافیزیکی عجیب و غریب است.
اما این مسیله را به خاطر بسپارید که آنها چه موفقیت هایی در زندگیشان کسب کرده اند؟ زندگی افراد مشهور را مطالعه کنید. در زندگی انسان ها لحظاتی وجود دارد که باید به آن نگاهی عمیقی انداخت. خود من متوجه شده ام که عامل مهم موفقیت شغلی ام دیدگاه و نگاه مثبتی بوده است که به کارم داشته ام.
اگر به نتایج بهتری در زندگی شخصی و شغلی خود نیاز دارید، دو چیز است که باید به آنها بیشتر از هر چیز دیگر توجه کنید:
چگونه به نتایج مثبت و جالبی در زندگیتان دست یابید؟ با استفاده از نیروهای نامریی که در وجود هر موجود زنده ای به ودیعه گذاشته شده است؟ چنانچه نتایج حاصله مثبت نیستند، استفاده از این نیروها می تواند تغییرات زیادی را در شما به وجود آورد.
افزایش اعتماد به نفس در کسب موفقیت بسیار مهم است. گفت وگوی درونی با خود و تکرار کلمات و جملات تاکیدی روش بسیار مفیدی برای افزایش اعتماد به نفس در انسان می شود. یکی از مشتریانم با استفاده از این روش توانست 40 پوند از وزنش را البته بدون کم کردن از میزان غذای خود کم کند.
تغییرات کوچک می تواند نتایج بزرگی به همراه داشته باشد. سعی کنید که دستورات بالا را به مدت چند هفته به کار گیرید.
● پرسش دوم
▪ چرا وقتی که مطمینم که مشتریان خوبی پیدا کرده ام، آنها را خیلی زود از دست می دهم؟
پاسخ: وقتی که دانش آموز سر کلاس حاضر باشد، سر و کله معلم نیز پیدا خواهد شد. حال ممکن است معلم بد باشد. هر جا که فروشنده باشد، مشتری هم است، اما باید روش تشخیص آنها را خوب بدانید.
● پرسش سوم
▪ می دانم درست نیست که این را بگویم اما گاهی اوقات یک مشتری تمام روزم را خراب کرده است. در این مواقع چه کار باید بکنم؟
پاسخ: آیا فقط یک بار اتفاق می افتد یا همیشه؟ یاد بگیر چطور این تناقض را تغییر دهی تا تو و مشتری هایت به جای عذاب کشیدن از معامله لذت ببرید.
● پرسش چهارم
▪ می دانم برای اینکه کارم را بسیار خوب انجام دهم بسیار خوب هستم اما به دلایلی چندان اعتماد به نفس ندارم. با این وضعیت چگونه برخورد کنم؟
پاسخ: همیشه چیزهای کوچک هستند که باعث بروز اختلافات بزرگ می شوند. داشتن دیدگاه و ذهنیت مثبت و باور داشتن توانایی های خود باعث می شود که ترستان از انجام کار بریزد و از کارتان لذت ببرید.
● پرسش پنجم
▪ دسته ای از افراد وجود دارند که نمی توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. این در حالی است که یقین دارم که آنها مشتریان بسیار خوبی از آب در می آیند. چه کار کنم که بتوانم آنها را متقاعد سازم؟
پاسخ: یک بار کسی گفت: «من تا به حال نتوانسته ام همسرم را درک کنم». یک روز تمام با او صحبت کردم ولی نتوانستم حرف هایش را بفهمم. چیزی که عجیب است این است که اگر چه پاسخ به این سوال بسیار روشن است، اما بیشتر افراد نمی توانند پاسخ این سوال را بیابند و همین مشکل هم بر روی افراد کاسب و بازرگان نیز تاثیر می گذارد.
● پرسش ششم
▪ من برای متقاعد کردن مشتریانم دست به هر کاری می زنم، اما بیشتر اوقات نتیجه نمی دهد. آیا تکنیک موثری برای این کار سراغ دارید؟
پاسخ: گاهی یک تصویر کار هزاران کلمه را می کند. سعی کنید از محصولاتتان تصاویر واضح و زیبایی تهیه کنید. در این صورت خیلی راحت تر مشتریان خود را برای خرید اجناستان قانع می کنید
نویسنده: سی. دوین هاستینگز
منبع: روزنامه همشهری
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
او میگوید: در یک کسبوکار فعال بخش کوچک وجود ندارد و فقط گردانندگان آن کوچک هستند، همچنین برنامه تبلیغاتی کوچک نیز در این فضا وجود ندارد. به عبارتی میتوان گفت که: اندازه، بودجه و گستره فعالیتهای یک کسبوکار مهم نیستند و سرمایهگذاریهای تبلیغاتی همیشه بزرگ هستند.یاکر که استاد سابق بازاریابی دانشگاه «پیس» نیز است، برای کسبوکارهای کوچکی که به دنبال کسب درآمد بیشتراز راه تبلیغات هستند، پنج راهحل کلیدی ارائه میدهد.
1. یک دستورالعمل مشخص بازاریابی طراحی و آن را پیگیری کنید
یاکر میگوید: هرج و مرجهای تبلیغاتی به خاطر عواملی چون تکرار و تعدد تبلیغات در رسانهها، پیشنهادات دوستان، جذابیتها و رفتارهای احساسی به وجود میآیند که معمولا باعث لطمه به کسبوکار میشوند.
هر کسبوکار بدون توجه به حجم فعالیتهایش، برای حمایت از اهداف و ایجاد رونق و شکوفایی در عملکردش نیاز به یک رویکرد برنامهریزی شده نسبت به تبلیغات بازاریابی خود دارد.
عناصر کلیدی برای طراحی برنامهای منسجم عبارتند از:
تجزیه و تحلیل موقعیتها که دربرگیرنده دادههای بازار، اطلاعات و عملکرد مشتری و ارزیابی رقابتی آنها است. ارزیابی مشکلات و نقاط ضعف همراه با فرصتها و نقاط قوت.
بازبینی کلی کسب وکار و اهداف مالی شرکت
تعیین هدف، استراتژی و منطق برای پولی که در تبلیغات هزینه میشود.
2. کاربری متمایز ایجاد کنید
شما باید کسب وکار خود را از فروشندگان رقیبی که کالاهای مشابه با کالای شما را به طریقی اثرگذار، به یاد ماندنی و قابل باور به فروش میرسانند، متمایز کنید. سپس در تمام زمینههای کسبوکار و عملکرد خود، اطلاعاتی منسجم و مشخص بدست آورید. تثبیت موقعیتی مستحکم قلب استراتژی خلاق و تاثیر گذار برای تبلیغات است، اما این در حالی است که این تبلیغات معنا دار
و فراموش نشدنی باشند. همچنین عنصر اصلی موفقیت در تبلیغات باورپذیر بودن آن است. به اعتقاد یاکر «ادعاهای بزرگتر، بیاعتمادی بیشتر به وجود خواهد آورد.»
3. به مزایای مشتری توجه کنید
مهم نیست شما چه میفروشید، آنچه مهم است، نیازهای مشتریان است. حتی اگر این نیاز برای مشتریان هنوز به وجود نیامده باشد. تمرکز تبلیغات شما هنگام ساخت آگهیهای بازرگانی، چاپ بروشور تبلیغاتی و تبلیغات در اینترنت پایان نمیپذیرد، بلکه این تازه شروع کار است.
یاکر مینویسد «به عنوان مثال برخی از تولیدکنندگان مبلمان خانگی، برای تبلیغ کیفیت مواد اولیه و ساختار کالاهای تولیدیشان، بردوام و استقامت آنها تاکید میکنند، اما یاکر معتقد است برای طراحی تبلیغات در این فضای کسبوکار، وعده دادن یک «خواب شیرین» بسیار اثرگذارتر خواهد بود، زیرا تحقیقات نشان میدهند، دادن وعده یک «خواب خوب شبانه» روشی سودمند و تاثیرگذار برای این دسته از محصولات به شمار میرود. او میگوید: «مطمئنا مشتریان به دنبال محصولاتی خوب با قیمتهایی منصفانه هستند، اما تلاش برای جلب توجه مشتریان دراولین قدم نکته کلیدی در بازاریابی است.»
4. ادغام تمام فعالیتهای تبلیغاتی
یاکر به شما پیشنهاد میدهد، در استراتژیهای تبلیغاتی رویکردی از بالا به پایین داشته باشید تا از این طریق نتایج بهتری نسبت به سایر استراتژیها به دست آورید. به جای تمرکز اولیه روی مولفههای ویژه تبلیغات (رسانههایی که تبلیغات در آن انتشار مییابد، طرحهای خلاقانه، هزینههای پرداختی، تعداد مشتریانی که جذب خواهند شد و تناسب انواع مختلف آگهیها و تبلیغات) ابتدا به مشکلات کسبوکار خود که میتوانید راه حلی برای آنها داشته باشید، فکر کنید. این موضوع به نوعی همانند مساله «جنگل و درختان» است: اگر مرکز توجه خود را بر مکانیک آگهی و تبلیغات، یعنی چگونگی ویژگیهای سمعی و بصری آنها قرار دهید، ممکن است رسیدن به هدف اصلی (که واقعا چه چیزی ضروری است) را از دست بدهید. مطمئن شوید که در طرح تبلیغاتی شما همه امور به خوبی و یکپارچه جمعآوری شدهاند و برای کسبوکار شما سود جدیدی فراهم خواهند کرد.
یاکر میگوید: اتخاذ یک رویکرد بالا به پایین یعنی تبدیل آگهیهای چاپی به تبلیغات در تلويزیون و رادیو، نامههای پستی به بازاریابی تلفنی و اضافه کردن فرهنگ جدید فروش، مخصوصا بازاریابی اینترنتی، تضمینکننده یک نگاه و نگرش منسجم است که باعث میشود در هر تقاضایی تبلیغات شما منحصر به فرد شناخته شود.
5. عملکردی پاسخگو
در اصل تبلیغات یک آزمایش است. شما نمیتوانید نسبت به چگونگی کارکرد تبلیغات خود شناخت کاملی داشته باشید، بنابراین آزمودن فرضیاتتان امری ضروری است. در اینجا دو راهکار کلیدی برای اندازهگیری و آنالیز تبلیغاتتان آورده شده است که به شما کمک میکند تا تبلیغاتی با بازخورد مثبت داشته باشید:
• اقداماتی خلاق همراه با برخی تحقیقات اولیه برای پاسخگویی به پیشنهادها و درخواستهای قابل قبول که با پیگیری پیامهای متفاوت به دست میآید.
• بررسی پیامهای مختلف رسانههایی که از آن استفاده میکنید.
• بررسی آمار جمعیتی و رفتار مصرف کنندگانی که شما در لیست تبلیغاتی پستی و بازاریابی تلفنی خود از آن استفاده میکنید.
• بررسی رسانههای چاپ و نشر که هریک عملا از ترکیب و تنوع بی شماری برخوردارند.
در حالی که این آزمایشات و آمادهسازیها ممکن است به نظر پیچیده و هزینه بر باشند، اما در واقع بسیار ارزان تر از کاری است که اکثر کسبوکارهای کوچک آن را انجام میدهند که همان چشم پوشی از اين مراحل است.
منبع:about.com
مترجم: پريسا حبيبي
نقل از دنیای اقتصاد
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
وقتی متن تبلیغ خود را نوشتید، آنرا بخوانید و ببینید آیا از آزمایش «خوب که چی» سربلند بیرون میآید؟ اگر بعد از خواندن تبلیغ، فکر کردید که مخاطب هدف با جمله «خوب که چی» به آن پاسخ میدهد، آنقدر آنرا بازنویسی کنید تا پاسخ مخاطبان چیزی شبیه این باشد: «این دقیقا همان چیزی است که بهدنبالش بودم. چطور میتوانم آن را بهدست آورم؟»
وقتی متن تبلیغ را نقد میکنید، باید بعد از هر جمله از خود بپرسید، خوب که چی؟ این تکنیکی است که میتواند در تغییر و قویتر کردن متن تبلیغاتی به شما کمک کند. مثلا فرض کنید در متن تبلیغ نوشتهاید که ما بزرگترین توزیعکننده ماهی در ایران هستیم. مخاطب میتواند از خود بپرسد: خوب که چی؟ ولی اگر بنویسید ماهیهایی عرضه میکنیم که کلسترول ندارد و برای افرادی که مشکل کلسترول دارند مفید است، مشتری شاید بگوید این دقیقا همان چیزی است که میخواستم. مزایای واقعی کارتان را برجسته کنید و مزایا مواردی هستند که دقیقا به مخاطب مربوط هستند و نه به شما.
2. از محرکهای کلیدی استفاده کنید
تبلیغ شما باید شامل یکی از محرکهای کلیدی تبلیغ باشد که عبارتند از: ترس، طمع، گناه، انحصارطلبی، عصبانیت، موفقیت، یا چاپلوسی و تملق. اگر تبلیغ شما یک یا چند مورد از آنها را ندارد، آن را پاره کرده دور بریزید و از نو آغاز کنید.» نکته بسیار مهمی که معمولا به آن توجهی نمیکنیم آن است که دلایل خرید بسیاری از افراد، عوامل احساسی هستند و نه دلایل منطقی.
موفقترین تبلیغات جهان تبلیغاتی هستند که به جنبه احساسی و عاطفی محصول توجه بیشتری میکنند. اگر صرفا از دیدگاه منطقی به موضوع نگاه کنیم، فروش زیادی را از دست خواهیم داد. اگر خریدها فقط از روی منطق انجام میشد تمامی شرکتهای بیمه ثروتمند میشدند. بهترین ترغیبکنندههای عاطفی عکس و داستان هستند. با استفاده از عکسی مناسب میتوان در مشتری احساس رضایتی ایجاد کرد که منجر به خرید میشود.
3. مشتری را متقاعد کنید که قیمت محصول ناچیز است
باید نشان دهید که قیمت محصول شما در مقایسه با ارزش حاصل از آن قطرهای در دریاست. این وظیفه کیفیت محصول است و فقط وظیفه تبلیغ نیست. محصولی تولید کنید که بتوانید قیمت آن را تا 10 برابر قیمت اصلی افزایش دهید.
اگر محصولی تولید کنید که تا این حد ارزندهتر از قیمت خود باشد، فروش مقدار زیاد آن بسیار سادهتر میشود. مثلا یک شرکت تولیدکننده دوربین فیلمبردازی بر این جنبه تبلیغات متمرکز شده است و به مشتری نشان میدهد که با پولی که میپردازد قادر است شیرینترین خاطرات زندگی را برای همیشه ثبت کند. درواقع این تبلیغ مشتری را قانع میکند که پرداخت چندصد هزار تومان برای ثبت خاطرات زندگی به صورت فیلم مبلغ بسیار ناچیزی است.
4. مخاطبان را بهخوبی بشناسید
بازار هدف خود و ترسها، نیازها، نگرانیها، باورها، رفتارها و علایق آنها را بشناسید. کریستین بوک میگوید:«روش من برای متقاعد کردن گروه هدف، تماس با آنها و دعوت یک یا دو نفر از گروه برای شام و صحبت جدیتر است. همچنین با 15 تا 40 نفر از آنها تماس تلفنی میگیرم تا تائیدیههای زیادی بهدست آورم و به جلسات و نمایشگاههایی میروم تا آنها را پیدا کرده و با کلیات شخصیت آنها آشنا شوم.در حالت ایدهال، تعدادی از آنها را سالها در زندگی خصوصیشان همراهی میکنم.
به این ترتیب، انگیزههای کلیدی واقعی آنها را میشناسم. برای شناختن مخاطبان از جلسات گروهی استفاده نکنید، زیرا در این جلسات اکثریت جمع تحت تاثیر چند نفر محدود قرار میگیرند و شاید نظرات واقعی خودشان را نگویند.
5. به زبان محاورهای و ساده بنویسید
از سبکی محاورهای و طبیعی استفاده کنید. همانطور که میگوئید، بنویسید. از زبانی استفاده کنید که درک آن ساده و راحت است. به همان زبانی بنویسید که مشتریانتان صحبت میکنند. برای نوشتن متن تبلیغ فرض کنید که یکی از بهترین دوستانتان به محل کارتان مراجعه کرده و در مورد کسب و کارتان از شما سوال میکند. جوابی را که به او خواهید داد بنویسید و در متن تبلیغ از آن استفاده کنید.
همیشه مطالب را به سادهترین روش ممکن بنویسید. متن باید طوری باشد که فقط با یک بار خوانده شدن سطحی کاملا قابلدرک باشد. از نوشتن متون خشک و رسمی اداری و یا استعارات بیمورد بپرهیزید. البته نوشتن به زبان محاورهای به این معنی نیست که از واژههای پیشپا افتاده و نامناسب استفاده کنیم. متن ما باید کاملا محترمانه و در عین حال دوستانه باشد.
6. فرصتها را شناسایی کنید
توجهی دقیق به رویدادهای محتملالوقوع در اخبار داشته باشید که میتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید. موضوعی مناسب را انتخاب کنید و در برقراری ارتباط مفید با مشتریان فعلی، تبلیغ کردن برای مشتریان جدید و جستجوی شهرت در رسانهها از آن استفاده کنید.
دیروز در پنجمین کنفرانس بازاریابی و تبلیغات شرکت کردم. آقای دکتر روستا در صحبتهایشان گفتد: «هرگاه میبینید مشتریان از موضوعی افسوس میخورند یا از کلمات ایکاش و حیف و ... استفاده میکنند، فرصتی وجود دارد که بهخوبی پاسخ داده نشده است. » مثلا اگر قالیشوئی دارید و غالب مشتریان میگویند کاش قالی بهموقع تحویل داده میشد، بدانید که این موضوع برای مشتری بسیار مهم است. روی این موضوع کار کنید و در تبلیغ خود این موضوع را منعکس کنید.
7. تبلیغ را با بهترین نقطهقوت خود شروع کنید
وقتی نوشتههای خود و مخصوصا نوشتههای دیگران را میخوانم، میبینم که ارزشمندترین مورد را برای آخر کار گذاشتهاند. وقتی آن مطلب به جایگاه اول منتقل میشود بهبود قابلتوجهی حاصل میشود.
در نوشتن خبر از ایدهای بهنام هرم معکوس استفاده میشود. مثلا فرض کنید یک خبرنگار میخواهد داستان یک قتل را مکتوب کند تا در روزنامهای چاپ شود. چنین شخصی اگر حرفهای باشد ابتدا تمام وقایع و اطلاعات بهدست آمده را مینویسد. سپس چیدمان مطالب را با توجه به اهمیت مطالب انجام میدهد. به این روش استفاده از هرم معکوس میگویند. غالب تبلیغات با مقدمهای خستهکننده و بیارزش شروع میشوند و قبل از آنکه مطلب اصلی بیان شود، مخاطب خسته میشود و ادامه متن را نمیخواند.
8. در خوانندگان اعتماد ایجاد کنید
به تجربه دریافتهام که یکی از کلیدهای قانع کردن مردم، ایجاد اعتماد در آنهاست. اگر این کار را بهخوبی انجام دهید، حداقل، شانسی برای درگیر کردن و قانع کردن خواننده دارید. ولی اگر این کار را بهخوبی انجام ندهید، هیچکدام از تکنیکهای تجملی تبلیغ، شما را نجات نمیدهد.
9. تبلیغ را طوری بنویسید که گویی به پرسش مشتری پاسخ میدهید
بهجای آنکه تبلیغ خود را بهگونهای بنویسید که انگار میخواهید مکالمهای را با مشتری آغاز کنید، طوری بنویسید که گویا از قبل مکالمهای با مشتری داشتهاید و درحال پاسخگویی به آخرین جمله او هستید. مثلا: «شما این موهبت را دارید اما هنوز از آن اطلاعی ندارید. نمیتوانید الان رویاهایتان را نادیده بگیرید. پس چرا کاهش وزن اینقدر برایتان سخت است؟» مطلب را طوری بنویسید که گویی مدت زیادی است مخاطب را میشناسید و اکنون میخواهید مطلب جدیدی به مخاطب بگویید.
با رعایت این موارد در تبلیغات خود میتوانید، میزان جلبتوجه و فروش را افزایش دهید. در تبلغ بعدی سعی کنید چند مورد را بهکار گیرید و نتیجه را بسنجید.
نویسنده : ژان بقوسیان
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
TNT در ارائه خدمات پستی ویژه بین شرکتی (B2B) پیشرو بازار است. کن توماس (Ken Thomas)، این شرکت را تنها با یک کامیون در سال 1946 در استرالیا بنیاد نهاد. این شرکت در سال 1958 به Thomas Nationwide Transport (TNT) و در سال 1978 به TNT Express Services UK تبدیل شد.
این موردکاوی به بررسی چگونگی پیادهسازی استراتژی بازاریابی شرکت TNT و دستیابی متداوم به استانداردهای بالای خدمات از طریق کارکنانش میپردازد.
TNT در ارائه خدمات پستی ویژه بین شرکتی (B2B) پیشرو بازار است. کن توماس (Ken Thomas)، این شرکت را تنها با یک کامیون در سال 1946 در استرالیا بنیاد نهاد. این شرکت در سال 1958 به Thomas Nationwide Transport (TNT) و در سال 1978 به TNT Express Services UK تبدیل شد. امروزه TNT شرکتی بینالمللی است و به مشتریانش در بیش از 200 کشور در اقصی نقاط دنیا خدمات میدهد و 10.000 نفر را در بریتانیا بهکار گرفته است. بهعنوان شرکتی بینالمللی، TNT سعی بر آن دارد تا تصویری یکپارچه از خود در سرتاسر جهان از خود به نمایش گذارد. بهطور مثال، این شرکت از عنوان «قطعامیتوانیم» روی تمام وسایل نقلیه، هواپیماها و لوازم ارتباطی خود استفاده میکند.
1: ارزشها
ارزشهای TNT از مسیر حرکت سازمان پشتیبانی میکنند. این ارزشها اصول یا استانداردهای اصلی هستند که به مسیر TNT در کسبوکار جهت میدهند. در حالی که برنامهها و استراتژیهای کسبوکار ممکن است تغییر کنند، ارزشهای اصلی کسبوکار ثابت میمانند. ارزشهای TNT عبارتند از:
* صداقت
* جلب رضایت مشتری در هر مراجعه
*به چالش کشیدن کارهای در حال انجام و بهبود آنها
* دوست داشتن کارکنان
* عمل به مثابه یک تیم
* سنجش موفقیت به واسطه سود پایدار
* کار برای جهان.
هر جنبه از استراتژی کسبوکار TNT بر «ارائه تجربهای فوقالعاده به مشتری» متمرکز است. بهطور مثال، TNT از تکنولوژی پیچیدهای استفاده میکند تا مشتریها را قادر سازد مکان دقیق بستههایشان را در هر لحظه چک کنند.
TNT Express UK هر هفته بیش از 3.5 میلیون آیتم را در اقصی نقاط جهان توزیع میکند. این شرکت در میان بهترین کارفرمایان بریتانیا بوده و شرایط کاری ممتازی را برای کارکنانش فراهم آورده است. TNT به مهارتهای سطح بالایی نیاز دارد تا محدودهای گسترده از عملکردها از جمله توزیع، فروش و بازاریابی، مالی، خدمات مشتری و منابع انسانی را پوشش دهد. براي جذب و نگه داشت بهترین افراد، TNT شغلهایی جالب توجه با فرصتهای پیشرفت برای آنها ارائه میدهد.
2: ماموریت، اهداف و مقاصد
TNT سریعترین و مطمئنترین ارائهدهنده خدمات پستی ویژه بوده و پیشتاز بازار اروپا است. سازمانها با شانس و اقبال پیشتاز نمیشوند. این کار نیاز به داشتن چشمانداز، برنامهریزی دقیق، کیفیت فوقالعاده و کارکنانی متعهد و آموزش دیده دارد. سازمانها آرمان مدنظرشان را از طریق: ماموریت، اهداف و مقاصد کاملا مشخص شناسایی میکنند.
ماموریت
ماموریت سازمان بیانیهای است که هدف مهم و مقاصد اصلی سازمان را منعکس میکند. ماموریت میگوید که کسبوکار ما چیست، چه کاری انجام میدهد و به کدام سمت حرکت میکند. لازم است تا کارکنان و سهامدارانی که به فعالیتهای شرکت علاقهمندند ماموریت را به سادگی درک کنند. ماموریت TNT عبارت است از:
* پا فراتر گذاشتن از انتظارات مشتری در انتقال کالاها و اسنادشان به اقصی نقاط جهان.
* انتقال ارزش به مشتریهایمان با ارائه مطمئنترین و کارآمدترین راهحل از طریق شبکههای توزیع.
* تلاش در جهت رهبری این صنعت با القای غرور به کارکنانمان، ایجاد ارزش برای سهامدارانمان و تقسیم مسوولیت در اقصی نقاط جهان.
اهداف و مقاصد هوشمندانه
اهداف این شرکت بر انتقال کارآمد کالاها و اسناد، فراهم آوردن رضایت مشتری و رفتار مسوولانه متمرکز است. جهت دستیابی به این اهداف نیاز است تا سازمان مقاصدش را در سطوح مختلف وضع کند. مقاصد هوشمندانه به این منظور طراحی شدهاند که از آگاهی افراد نسبت به چیزهایی که لازم است و زمان نیاز به آنها اطمینان حاصل شود. این مقاصد سنجش عملکرد را آسان کرده و سازمان میداند که در چه صورتی و چه زمانی به اهدافش نائل شده است. در مواقع لزوم، سازمان میتواند برنامههایش را تغییر دهد تا بر هر مشکل و مانعی فائق آید.
اهداف اولیه تمامی جوانب عملکرد و خدمات TNT را پوشش میدهند و هدف عالیمرتبه «دستیابی به رشد سودمند» است. اهداف هوشمندانه در کسبوکار که به این هدف عالیمرتبه کمک میکنند، عبارتند از:
* «پاسخ به 85 درصد تماس مشتریها ظرف 10 ثانیه»، این هدف با این ماموریت سازمان «ارائه مطمئنترین و کارآمدترین راهحل» برای مشتریها تناسب دارد. تمرکز بر مشتری توسط TNT یکی از راههای کلیدی است که شرکت از این طریق قصد دارد خود را از دیگر رقبا متمایز کند.
* کاهش تولید گازهای کربنیک تا 45 درصد تا سال 2020 (نسبت به سال 2007). این مثال از اهداف بلند مدت، هدف TNT را در کاهش تاثیر محیطی کسبوکارش نشان میدهد.
3: ایجاد استراتژی
استراتژیهای کسبوکار ابزاری هستند که کسبوکارها بهوسیله آن به اهدافشان نائل میشوند. این استراتژیها معمولا شکل برنامههای بلندمدت مربوط به بازار، محصول و محیط انتخابی را به خود میگیرند. یک استراتژی رقابتی میتواند بر مبنای موارد ذیل بنا شود:
* داشتن جایگاهی متمایز در بازار. جایگاه و موقعیت TNT در بازار بر اساس متمایز کردن خود از رقبا از طریق سرعت، اعتمادپذیری و ارائه خدمات با بالاترین استاندارد است.
* ایجاد نقاط قوت اصلی (یا همان مهارتهای اصلی). نقاط قوت TNT بر مبنای جذب و توسعه کارکنان سطح بالایی است که قادر باشند پا از انتظارات مشتری فراتر نهند و به این وسیله مشتریها به این شرکت وفادار بمانند.
براي رسيدن به اين هدف لازم است تا استراتژیهای TNT چند حوزه مهم را مورد توجه قرار دهند. این حوزهها عبارتند از:
* چه کالا و خدماتی را میخواهند ارائه دهند، بهطور مثال، خدمات توزیع یکپارچه.
* چه مناطقی بهترین بازگشت سرمایه را خواهند داشت. عملیات بینالمللی TNT بر نواحی تجاری اصلیِ اروپا، آسیا، آمریکای شمالی و جنوبی متمرکز شده است.
* چگونه یک مزیت رقابتی ایجاد کنند، بهطور مثال بهوسیله خدمات مطمئن و متمرکز بر مشتری.
نقشه استراتژی TNT
نقشه استراتژی TNT مشتری را در مرکز همه اموری قرار میدهد که شرکت انجام میدهد. این نقشه به تمام کسانی که در این کسبوکار مشغول به فعالیتند میگوید که شرکت چگونه به آرمانش خواهد رسید. بخصوص، بهعنوان راهنمایی عملی و چارچوبی برای دستیابی به هدف رشد سود شرکت عمل میکند. نقشه استراتژی همچنین بهعنوان نقطه ارجاعی جهت یکپارچه کردن تمام سازمان بهکار گرفته میشود. حصول اطمینان از اینکه همه افراد بر اهداف و مقاصد متمرکز بوده و نقش خود را در رسیدن به این اهداف بدانند بسیار حائز
اهمیت است.
تاکتیکها
شرکتها استراتژیهایشان را از طریق مجموعهای از تاکتیکها به انجام میرسانند. سنجشهای عملی TNT تحت سه عنوان اصلی تنظیم شدهاند- تعالی عملیاتی، مدیریت ارتباط با مشتری و نوآوری.
این نقشه سفری را نشان میدهد که TNT در پیش رو گرفته تا به اهداف بلند مدت دست یابد. بهطور مثال:
* این نقشه نشان میدهد که تعالی عملیاتی از طریق بنیان مستحکم خدمات سریع، مطمئن و با کیفیت انجام خواهد پذیرفت.
* به این وسیله، ارتباط با مشتری با درک نیازهای مختلف مشتری بهبود مییابد. این امر پیروی و وفاداری قویتری ایجاد میکند.
* نوآوری در مورد پیشبینی نیازهای آینده مشتریهای TNT است. با ارتباطاتی قویتر، شرکت میتواند رویکرد و چشماندازی مشترک را توسعه دهد.
4: اجرای استراتژی
TNT مشتریانش را بر اساس نیازهایشان تقسیم میکند. بهعنوان مثال، برخی مشتریها بهندرت درخواست میدهند. برخی دیگر حساب کاربری داشته و بهصورت مرتب سفارشهای زياد میدهند. TNT به نیازهای هر یک از این گروه مشتریها به طرق مختلف پاسخ داده و در عوض امید به وفاداری آنها دارد. بازار به شدت رقابتی بوده و نگهداشت مشتریها نسبت به جذب مشتریهای جدید مقرون به صرفهتر است.
تعهد TNT به مشتری
TNT رضایت مشتریها را با سنجش مرتب وفاداری مشتری کنترل میکند. تعهد TNT به مشتری بخشی از استراتژی اصلیاش به منظور نگهداشت مشتریها بهوسیله ارائه تجربهای فوقالعاده برای آنها است. TNT Express اغلب انواع مختلفی از کالاها را حمل میکند که تحویل به موقع آنها حیاتی است. این کالاها از ارسال منابع خون تا درختهای صنوبر برای کریسمس را شامل میشود.
توسعه و پرورش کارکنان
TNT به درک این موضوع نائل گردیده که کارکنانش مبنای ایجاد استراتژی مشتریمحور این شرکت هستند؛ بنابراین باید کارکنان و مهارتهای مناسب را داشت تا بتوان به وعدههای داده شده عمل کرد. این شرکت متعهد به توسعه و پرورش کارکنان است و حدود 70 درصد مدیرانش را از درون سازمان انتخاب میکند تا با این کار برای کارکنانش این امکان را فراهم سازد که مسیر کاری بلندمدتی داشته باشند. نزدیک به 500 نفر از کارکنان این شرکت هر یک حداقل 25 سال سابقه خدمت دارند.
یک عامل کلیدی در توسعه و پرورش کارکنان، آموزش مدیران برای تبدیل شدن به ارزیابان و مربیان تیمهایشان است. با ارزیابی، مدیران نیازها، آرمانها و همچنین نقاط قوت کارکنان را میفهمند. شناسایی خلأهای مهارتی و همچنین شناسایی کسانی که هدفشان ترفیع و پیشرفت است، این امکان را به TNT میدهد تا برنامههای آموزشی موثری را فراهم آورد. تمامی مدیران کاملا میدانند که TNT به چه نحوی کار میکند و با آموزش میتوانند این دانش خود را انتقال دهند تا کارکنان جدید را هر چه سریعتر به افرادی کارآ و موثر تبدیل کنند.
5: هدایت استراتژیک و شکاف استراتژیک
TNT کارکنانی با کیفیت بالا دارد که درون سازمان در نقشهای بسیار متفاوتی فعالیت میکنند. این کارکنان از توزیعکنندگان بستهها و اسناد گرفته تا واحدهای حسابداری، فروش و بازاریابی گسترده میشوند. در عین حال، برخی اوقات، ممکن است TNT به مهارتهای دیگری نیاز داشته باشد تا شکاف بین منابع انسانی موجود و موارد مورد نیاز برای اجرای کامل استراتژیش را پر کند. این امر را شکاف استراتژیک میگویند.
TNT با توسعه و پرورش کارکنانش از قابلیت اجرا و پیادهسازی سریع هر تغییر مورد نیازی در استراتژیش اطمینان حاصل میکند. TNT متعهد است تا تاثیرات زیستمحیطی عملیاتش را به حداقل رسانده و کسبوکارش را به نحوی پایدار اداره کند. بهعنوان مثال، این شرکت متوجه ارزشی شد که شرکت میتواند از آگاهی بخشیِ رانندههایش نسبت به روشهای رانندگی که ایمنی و بهرهوری را بهبود میبخشند، بهدست آورد؛ بنابراین رانندهها تکنیکهای SAFED (رانندگی ایمن و کممصرف) را فرا گرفته و گواهیهای صلاحیت را کسب کردند.
ویژگیهای پیشگام
عامل دیگر رویکرد استراتژیک و نوآورانه TNT، در توسعه ویژگیهای آموزش پیشگام به همراه مراکز آموزشی بوده است. بهطور مثال، دانشآموزان دوره پایه TNT در دانشکده Hull همزمان با کار، در خانه و در دانشکده به منظور کسب مهارتهای در سطح دانشگاهی مطالعه میکنند، مهارتهایی که در سطح ملی به رسمیت شناخته شدهاند. همچنین TNT، بهصورت درون سازمانی، برنامه 5 ساله کارآموزی برای افراد زیر 22 سال فراهم آورده که تجربه و مهارتهای مربوط به اينحوزه را ارائه میکند.
این ویژگیها، مهارت و دانش کارکنان را افزایش داده، توانایی آنها را بهبود میبخشد تا ترفیع یافته و در حرفه خود پیشرفت کنند. به این وسیله شرکت از مزایای افزایش بهرهوری و صرفهجویی در هزینه بهرهمند میشود. برنامههای TNT نیروهای جدید را قادر میسازد تا به سرعت شکاف بین تحصیل (درمدرسه، دانشکده یا دانشگاه) و کار را پر کنند. این امر برای TNT خروجیای تجاری دارد به این صورت که به این شرکت اطمینان خاطر میدهد که نیروی کاریاش متعهد و با انگیزه بوده و قادر است تا تعهداتش به مشتریان را به انجام رساند.
بدون محدودیت
فلسفه TNT این است که هیچ محدودیتی برای کسی که میتواند رشد کند وجود ندارد. بهطور مثال، مدیرعاملی که اخیرا بازنشسته شد کارش را با رانندگی شروع کرده بود. فارغالتحصیلانی که به TNT میپیوندند روی پروژههای اصلیِ کل شرکت از ابتدا کار میکنند و اغلب ظرف پنج سال به جایگاههای مدیریتی ارتقا مییابند. چنین پروژههایی پروژه «سیستمهای مشترک» را در بر گرفتهاند. این پروژه شامل پیادهسازی سیستم کامپیوتری جدید برای بهبود ورود داده در 50 محل مختلف است. این کار زمان صرف شده برای ورود دادهها را بهطور چشمگیری کاهش داده و به تسریع ارائه خدمات کمک کرده است.
6: نتیجهگيري
ایجاد و اجرای استراتژی کسبوکار کارآمد شامل موارد ذیل می شود:
* داشتن اهداف و مقاصد روشن و مشخص
* ایجاد یک مزیت رقابتی با توسعه مهارتهای اصلی
* تشخیص شکافها و جستوجو جهت از بین بردن آنها از طریق توسعه منابع
TNT راهکار مناسب را در همه این حوزهها نشان داده است. این شرکت اهداف و مقاصد تجاری مشخصی دارد که محدود به زمان است. تمرکز شرکت بر توسعه مزایای رقابتی از طریق استراتژیهایش برای مشتریها، نوآوری و کارکنانش است. TNT اطمینان میدهد که کارکنانش فرصتهای لازم برای رشد را دارند. این امر هرگونه شکافی در توانایی نیروی کار برای اجرای استراتژی شرکت را با آموزش و توسعه کارکنان موجود پر میکند. به این وسیله مهارت آنها حفظ شده و فرصتهای شغلی جذابی برای استخدام استعدادهای جدید فراهم میآیند.
مترجم: داود جعفری
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
5 گام مطرح شده در این مقاله، مثالی ساده از بازاریابی یک فروشگاه تازه راهاندازی شده در زمینه تجهیزات "ورزش دو" را برای شما بازگو میکند. اگرچه این موارد کامل نیستند، ولی در عوض به شما کمک میکنند تا کارتان را شروع کرده و یا حداقل چند نکته بازاریابی را به شما میآموزد.
گام اول: مخاطبین خود را تعریف کنید
سریعاً یک پروفایل برای مخاطبین خود بنویسید. برای مثال:
مردان، زنان و بچههایی که از دویدن به عنوان یک ورزش لذت میبرند. آنها در بازه سنی 15 تا 80 ساله قرار دارند، عموماً در فاصله 20 مایلی از فروشگاه زندگی کرده و ورزش دویدن را به تازگی و برای مدت چند سال است که آغاز کردهاند.
در مرحله بعد، ارزشی که شما برای آنها به ارمغان میآورید را توصیف کنید. برای نمونه: چرا آنها باید از شما خرید کنند.
ما تجهیزات و پوشاکی را ارانه میدهیم که به آنها کمک میکند تا بازدهی دویدن خود را بهبود بخشند. ما با سایر فروشگاههای فعال در این حوزه فرق میکنیم چراکه ما متناسب با تازهکار یا حرفهای بودن هر فرد، برنامه آموزشی ارائه میدهیم.
نوشتن این دو مورد، شما را در تمرکز و داشتن دیدگاهی صریح و واضح بر روی اینکه مشتریان شما چه کسانی هستند و به دنبال چه چیز میگردند کمک میکند.
گام دوم: یک برنامه بازاریابی مقدماتی بنویسید
نیازی نیست که حتماً یک برنامه بازاریابی جامع و رسمی باشد، همینکه شما صریحاً بدانید به کجا میخواهید بروید و چگونه میخواهید به هدف خود برسید کفایت میکند. لیستی از چند هدف واضح و ساده خود را تهیه کنید. من استفاده از SMART framework را پیشنهاد میکنم.
وقتیکه اهداف خود را لیست کردید، برای هر یک چندین نکته که بیان میکنند چگونه میخواهید به هر یک از اهداف برسید یادداشت کنید. به عنوان نمونه:
هدف: گردش مالی حداقل 5 هزار یورو در نخستین ماه از تجارت.
- گفتن به دوستان و خانواده و درخواست از آنها برای در جریان گذاشتن سایر افراد
- نصب پوستر و بنر در ورزشگاههای محلی، باشگاههای دو، مطب دکترها و ...
- ورود و قبول حمایت مالی از یک تیم در دو ماراتن بعدی در محله
- راهاندازی یک کمپین تبلیغاتی با هدف اینکه 10 مشتری اول محصول ما را رایگان دریافت میکنند
- اهدای پوشاک تبلیغاتی رایگان به چند دونده محلی وقتیکه در محله در حال آموزش هستند
گام سوم: نام خود را بر سر زبانها بیاندازید
اکثر استارتآپها (و کسبوکارهای تازه) بر اساس انتقال نام دهان به دهان و معارفهها توسعه مییابند. بنابراین در مورد صحبت درباره کسب و کار جدید خود در میان مردم خجالت نکشید، به خانواده و دوستان خود بگویید و از آنها بخواهید که به دیگران هم بگویند. اینکه یک تجربه خوب را برای مشتریان جدید خود بیان کنید واقعاً مهم است، چراکه آنها نیز در توسعه نام شما بسیار مؤثرند.
گام چهارم: اینترنتی شوید
من فکر نمیکنم هیج کسب و کاری بتواند بدون حضور در اینترنت، ادامه بقاء دهد. اگر در این زمینه نیار به کمک دارید، مقاله ما در مورد اینکه "چگونه وب سایت خودتان را راهاندازی کنید" بخوانید. شما در این مورد میتوانید انتخاب کنید، وبسایت شما میتواند تنها بهمنظور اطلاعرسانی باشد و یا اینکه مشتریان بتوانند از آنجا خرید کنند. من همیشه پیشنهاد میکنم که شما یک وبلاگ در رابطه با موضوع انتخابی خود بنویسید، این مورد به شما کمک میکند تا یک اقبال عمومی پیدا کرده و تصویری فراتر از یک فروشگاه از شما میسازد.
گام پنجم: انعطافپذیر و خلاق باشید
در بازاریابی میبایست انعطافپذیر باشید و برای وقوع هر اتفاقی که آنرا پیشبینی نمیکردید آماده باشید، بنابراین مخاطبین خود را همیشه در ذهن داشته باشید، همانند آنان فکر کنید و در امور بازاریابی خود خلاق باشید.
در اینجا چندین ایده که ممکن است منجر به بروز خلاقیت در کسبوکار شما شود، آورده شده است!
- به خریداران خود کارت وفاداری اهدا کنید
- در فروشگاههای محلی، مراکز رفاهی و حتی درب منازل افراد، بروشورهای تبلیغاتی خود را توزیع کنید!
- برای محصولات خود تخفیف قائل شوید مثلاً خرید برخی از اقلام با نصف قیمت
- میزهای فروش در بیرون فروشگاه برپا کنید
- حمایت مالی یک رویداد محلی را قبول کنید
- از خود و ماشین خود به عنوان بیلبورد استفاده کنید، با پوشیدن یک تیشرت تبلیغاتی در بیرون ظاهر شوید
- چالشهایی را بپذیرید که شما را در معرض رسانههای محلی قرار میدهد
- رقابتی را ترتیب دهید تا مواد اولیه برای محصول یک ماه خود را برنده شوید
- خبرنامههای الکترونیکی بصورت ماهانه ارسال کنید
- در شبکههای اجتماعی مانند Twitter، Facebook و LinkedIn عضو شوید و شروع به تبلیغ کسب و کار خود کنید
- برگزاری یک پرش از ارتفاع را حمایت مالی کنید و درآمد آنرا به امور خیریه اختصاص دهید
- در مجلات مربوط به حوزه خود تبلیغ کنید
- در سایتهایی همچون گوگل تبلیغ کنید
شروع یک کسبوکار برای خود، امری بسیار ارزشمند است. از اینکه برای محصول کار شما تقاضایی وجود دارد مطمئن شوید و سخت تلاش کنید تا نام شما بر سر زبانها جاری شود. نیازی نیست که بودجه زیادی داشته باشید، امٌا همچنان که کسب و کار شما توسعه مییابد، مدام در بازاریابی سرمایهگذاری کنید. این موضوع نباید از لیست کارهای اجرایی شما حذف شود.
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
امروزه، ما از هر زمان دیگری روشهای بیشتری برای انجام این کار داریم. بلاگها، وبسایتها، رسانههای اجتماعی، ویدئو، ایمیل، روزنامههای الکترونیک و غیره. این ابزارها به بازاریابها امکان میدهند تا خود به نوعی به انتشاردهنده اطلاعات تبدیل شوند و بسیار مقرون به صرفهتر و گستردهتر از کانالهای ارتباطی سنتی چون نامهنگاری مستقیم، تبلیغات و روابط عمومی هستند.
بازاریابی محتوا معایبی نیز دارد. این نوع بازاریابی نمیتواند رابطه علت و معلولی مستقیمی ایجاد کند؛ یعنی داشتن یک وبلاگ معمولا منجر به فروش مستقیم نخواهد شد. همچنین اندازهگیری نتایج معمولا کار دشواری است؛ از این نظر بازاریابی محتوا چیزی شبیه روابط عمومی است. هر برنامه- بازاریابی باید از طیفی از کانالها برای دسترسی به مشتری استفاده کند و از اینرو پیامهایش از منابع چندگانه تامین میشوند.
بازاریابی محتوا یکی از ابزارهای متنوعی است که به وسیله آن یک شرکت میتواند پیامهایش را به مشتریهای خود ارسال کند و آنها را برای خرید متقاعد کند.
در فعالیتها و برنامههایتان برای بازاریابی در مورد اینکه مشتریهایتان چه کسانی هستند و به چه چیزی نیاز دارند، آگاه باشید و همواره پیامرسانیها و اهداف روشنی برای هر کاری که انجام میدهید، داشته باشید.
1. از بحثهای فروش پرهیز کنید
بازاریابی محتوا ربطی به فروختن چیزی ندارد. اگر فقط به صحبت در مورد اینکه محصول يا خدمات شما چقدر عالی است بپردازید، مشتریها به سرعت پیامتان را رد میکنند. شما باید بینش و اطلاعاتی را که مشتریهایتان نیاز دارند، ارائه دهید. اگر کسبوکار شما در زمینه فروش پرده و تجهیزات آن است، ویدئوهایی تولید کنید که به مشتریها نشان بدهد چگونه میلهپردهها و آویزهای کوتاه را نصب کنند. به این ترتیب میتوانید منبعی از اعتماد و حسننیت را که به هیچ روش دیگری نمیتوان به دست آورد، بسازید.
2. محتوایی ایجاد کنید که نقاط اصلی را پوشش دهد
ایجاد محتوای اصلي میتواند زمانبر و پرهزینه باشد. شما باید گنجینهای از محتوا داشته باشید که آماده کشف باشد. کتابخانه مقالات آموزشی، پژوهشی، ارائهها و ویدئوهای خود را جستوجو کنید. از حیطه خاص خود خارج شوید تا ببینید که آیا حیطههای دیگر سازمان محتوایی دارند که به این منظور آنها را بررسی کرد یا نه. در صورتی که شانس داشته باشید میتوانید محتوای موجود را برای استفاده در کانالهای مختلفی که دارید بازتولید کنید و دیگر مجبور به تولید محتوای جدید نخواهید بود.
به هنگام تهیه (یا بازتولید) محتوا، به یاد داشته باشید که مشکلات مشتریها باید رفع شود، اطلاعاتی که آنها نیاز دارند را انتخاب کنید و آنچه را که ممکن است آنها را از خرید کردن باز دارد حذف کنید. برای نمونه اگر در یک کسبوکار خردهفروشی بهبود محیط خانه مشغول هستید، ممکن است مشتریهایی داشته باشید که ازپروژههای نوآورانه خوششان بیاید و نحوه سروکار داشتن با آنها را درک کنند. به این ترتیب مشتریهای بیشتری به شما در مورد اطلاعات خوب و پاسخ به سوالهایشان اعتماد میکنند و تمایل بیشتری به انجام معامله با شرکت شما در آینده خواهند داشت.
3. تنظیم سوالات و پاسخها برای ایدهسازی محتوا
کار را از وبسایت خود آغاز کنید. وبسایت شما جایی است که اغلب مشتریها جستوجوی اطلاعات خود را از آنجا آغاز میکنند. مطمئن شوید که محتوای وبسایت شما کامل و مفید است. سوالات مشتریها را رصد کرده و مطمئن شوید که میتوانند به سهولت به پاسخهای موجود در سایت شما دسترسی داشته باشند. برخی انواع کسبوکارها میتوانند از یک «ستون» تعاملی استفاده کنند که در آنجا سوالاتی را مطرح کنند و پاسخهای سریعی دریافت کنند، همه اینها روی سایت منتشر میشوند. سوالات مشتریها و حتی شکایتهای آنها روشی عالی برای به دست آوردن بینشی در مورد نوع محتوایی که مشتریها میخواهند، محسوب میشود.
4. برای کسب و کار خود یک وبلاگ طراحی کنید
زمانی که وبسایتتان دارای محتوای مفید و غنی شد، طراحی یک وبلاگ را آغاز کنید. این وبلاگ باید از (SEO) بهره ببرد که به معنای بهینهسازی سایت برای سهولت بررسی موتورهای جستوجو است و باید روی وبسایت شما میزبانی شود. اگر وبلاگ شما روی یک سرویس وبلاگدهی میزبانی میشود هر کلیک و «لایک» که مشتریها انجام دهند به سرویسدهنده میرسد و نه شرکت شما. وبلاگ شما باید هر هفت تا 10 روز با محتوای جدید بهروز شود تا افراد مجددا به آن سر بزنند. فراموش نکنید که انتشار پستهای جدید وبلاگ را روی توئیتر، گوگلپلاس و دیگر رسانههای اجتماعی که با کسبوکار شما مرتبط هستند، منتشر کنید. اغلب نرمافزارهای وبلاگنویسی همواره این کار را به طور خودکار انجام میدهند.
5. باز تولید محتوای وبلاگ برای تولید مقالات آموزشی
مقالات آموزشی مطالب طولانیتری هستند که جزئیاتی بیشتر از پستهای وبلاگ دارند. این مطالب میتوانند به روشهای مختلفی توزیع شوند.
• دسترسیپذیری را در توئیتر، گوگلپلاس و... با پیوند به موضوع در سایت خود اعلام کنید.
• وبلاگی ایجاد کنید که برخی از ویژگیهای عالی شما را برجسته کند و به مقالات آموزشیتان پیوند داشته باشد.
• یک ویدئوی یوتیوب (سه دقیقهای یا بیشتر) تهیه کنید که نکات اصلی را شامل شود و پیوندهایی به موضوعتان ایجاد کنید. این کار لزوما نباید پرهزینه باشد، ولی باید متن خوبی داشته باشد.
6. ویدیو را امتحان کنید.
ویدیوها علاوه بر تبلیغ مقالات آموزشی، روشی عالی برای ارائه محتوای شما در بازار هستند. شما بسته به ماهیت کسبوکار خود میتوانید به مشتریها در مورد نوع محصول یا خدمات خود آموزش بدهید و به آنها نشان دهید که چگونه از محصولات شما استفاده کنند یا صرفا دیدگاه خود را بیان کنند. اینها میتوانند درسایت شما، روی یوتیوب، فلیکر، و راههای ارتباطی دیگر پست شوند. به یاد داشته باشید که ویدئوهای خود را تا حد امکان کوتاه و جذاب بسازید.
7. ارتقای محتوا از طریق رسانههای اجتماعی
رسانههای اجتماعی یکی از بهترین روشها برای توزیع محتوا هستند و از آنها میتوان به انواع روشها استفاده کرد:
• تکههای کوتاهی از محتوای بازاریابی خود را انتخاب کنید و آنها را در توئیتر و گوگلپلاس... منتشر کنید و به محتوای کامل پیوند بدهید.
8. تنظیم محتوا برای یک خبرنامه الکترونیک
از افراد بخواهید تا برای یک خبرنامه الکترونیک ثبتنام کنند و خبرنامه را بدون اجازه برایشان نفرستید. محتوای خبرنامه میتواند بخشهای منتخبی از محتوای جذاب باشد. این خبرنامه را ساده، با گرافیک سبک و بهینه برای مشاهده روی موبایل تنظیم کنید. به خاطر داشته باشید که اطلاعاتی را به مشتریها بدهید که میتوانند برای حل مشکلات خود در زندگی و کارشان مورد استفاده قرار دهند.
9. بهبود عناوین برای سایت
هنگامی که آماده انتشار محتوای خود هستید به خاطر داشته باشید که باید آنها را برای سایت طوری بهینه کنید که افراد بتوانند آن را بیابند. عناوین بسیار مهم هستند چون تقریبا همه آن چیزی است که مردم در فهرستبندی موتور جستوجو میبینند، بنابراین باید جذاب باشند. پس عنوان مطلب شما باید هم برای خواننده فریبنده باشد و هم شامل کلیدواژههایی باشد که مردم هنگام جستوجو کردن برای آن موضوع به کار میگیرند (تا به موتورهای جستوجو امکان بدهد تا محتوای شما را در زمینه مناسب بیابند). عنوانها اغلب پس از نوشتن مطلب انتخاب میشوند، اما به همان اندازه که به متن دقت کرده و توجه دارید، نیازمند توجه هستند. برای این کار زمان بگذارید و آن را سرسری نگیرید.
فکر کنید که کدام کلیدواژهها باید در عنوان باشند و سپس چیزی که جالب توجه باشد را انتخاب کنید. اگر موتور جستوجو محتوای شما را به طور مطمئنی ارائه دهد، اما خواننده فکر کند که خواندن مطلب خستهکننده است، دستاورد مهمی محسوب نمیشود. عنوان باید برآیند طبیعی مطلب باشد: اگر مطالب طنز دارید یک عنوان خندهدار انتخاب کنید.
10. به اصول گرامری و تلفظی دقت کنید.
به پایههای گرامری، تلفظ و دیگر قواعد درست نوشتن متعهد باشید. اینکه محتوای شما از نظر ادبی صحیح باشد و دارای ساختار و ویرایش مناسبی باشد، حائز اهمیت است. بد نوشتن، غلط تایپی و گرامر ضعیف خوانندهها را از متن زده میکند.
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری
امروزه در اینترنت برایشناخته شدن و معرفی خدمات و یا محصولات راههای متفاوتی وجود دارد به طور مثال تبلیغاتبنری در گوشه های سایتها و یا تبلیغات متنی همراه با لینک به سایت مورد نظر، که همهاین تبلیغات با دریافت وجه همراه است.
در صورتی که بوجه لازم رابرای تبلیغات داشته باشید تبلیغات بنر و یا تبلیغات متنی شما را زودتر به اهدافتاننزدیک خواهد کرد. اما اگر بوجه لازم را نداشته باشیم تا تبلیغات را در سایتهای مختلفقرار دهیم چه کاری باید انجام دهیم؟
در سایتهای آگهی نامه مانندسانیاز، این قابلیت وجود دارد که شما به صورت رایگان اقدام به معرفی خدمات و محصولاتخود کنید. شما میتوانید به صورت رایگان یک توضیح مناسب و قوی برای خدمات خود بدهیدتا در هنگام جستجوی کاربران در اینترنت به طور مثال سایت گوگل این خدمات در نتایج جستجویافت شود.
به یاد داشته باشید که برایدرج آگهی رایگان هیچ گاه متن خود را از دیگر سایتها کپی نکنید. حتی المقدور حتا آگهیخود را در چندین سایت آگهی رایگان کپی ننمایید. این اشتباه باعث میشود که آگهی شمادر نتایج موتورهای جستجو کمتر دیده شود و یا اصلن دیده نشود! سعی کنید اگر خودتان همنمیتوانید یک متن مناسب برای خدمات و محصولات خود بنویسید از کسانی که در زمینه تبلیغاتتجربه دارند مشاوره بگیرید تا بهترین متن را بنویسید. همیشه در این گونه تبلیغات متنبهتر و جذاب تر مساوی با بازدید بیشتر و در نتیجه فروش بیشتر است.
برچسب:
نویسنده: بهاره شکری